مقدمه
موسیقی فقط وسیلهای برای سرگرمی نیست. ریتم، ملودی، تکرار، مکث و تغییرات زیر و بمی صدا ویژگیهایی دارند که با بعضی از فرایندهای مورد استفاده در گفتار، زبان و ارتباط همپوشانی پیدا میکنند. به همین دلیل در سالهای اخیر استفاده از موسیقی درمانی بهعنوان یک مداخله مکمل در کنار روشهای توانبخشی برای بعضی کودکان و بزرگسالان مورد توجه قرار گرفته است.
اما آیا موسیقی درمانی واقعاً میتواند باعث رشد گفتار کودک یا بهبود اختلالات گفتار و زبان در بزرگسالان شود؟ پاسخ علمی این است که در بعضی افراد و برای بعضی اهداف درمانی، میتواند مفید باشد؛ اما میزان اثر آن به نوع اختلال، شدت مشکل، تواناییهای فرد، روش مداخله و اهداف درمان بستگی دارد. بنابراین نباید موسیقی درمانی را یک روش قطعی برای همه اختلالات یا جایگزین گفتاردرمانی دانست.
پژوهشها بهویژه در زمینه اوتیسم در کودکان و آفازی پس از آسیب مغزی نتایج امیدوارکنندهای نشان دادهاند، ولی تمام مطالعات به نتایج یکسانی نرسیدهاند. برای مثال، برخی مرورهای پژوهشی به بهبود ارتباط و مهارتهای اجتماعی در کودکان دارای اوتیسم اشاره کردهاند، در حالی که برخی کارآزماییهای کنترلشده نتوانستهاند برتری مشخص موسیقی درمانی را در همه شاخصهای زبان و گفتار نشان دهند. بنابراین انتخاب صحیح مراجع و تعیین هدف درمانی اهمیت زیادی دارد.
موسیقی درمانی چیست؟
موسیقی درمانی به معنای پخش کردن یک قطعه موسیقی برای کودک یا بزرگسال نیست. در یک مداخله هدفمند، عناصر موسیقی مانند ریتم، ملودی، آواز، ضربآهنگ، تکرار و گاهی استفاده از سازها برای رسیدن به اهداف مشخص درمانی به کار گرفته میشوند. هدف ممکن است افزایش مشارکت، ایجاد تعامل، تمرین نوبتگیری، تحریک تولید صوت، هماهنگی حرکتی، تقویت توجه به محرک شنیداری یا حمایت از بعضی جنبههای ارتباط باشد.
فعالیت مورد استفاده باید با توانایی و نیاز فرد تناسب داشته باشد. برای یک کودک ممکن است هدف اصلی افزایش مشارکت و تقلید صوتی باشد، در حالی که برای فرد بزرگسالی که پس از سکته دچار اختلال زبان شده است، استفاده از ریتم و ملودی میتواند بخشی از یک برنامه ساختاریافته برای تمرین تولید عبارات باشد.
به همین دلیل گوش دادن معمولی به موسیقی، آواز خواندن در خانه و موسیقی درمانی تخصصی سه مفهوم یکسان نیستند. فعالیتهای موسیقایی روزمره میتوانند لذتبخش و حتی برای تعامل والد و کودک مفید باشند، اما زمانی میتوان از مداخله درمانی صحبت کرد که فعالیت بر اساس هدف مشخص، وضعیت فرد و برنامه درمانی طراحی شده باشد.
چرا موسیقی میتواند با گفتار و زبان ارتباط داشته باشد؟
گفتار و موسیقی کاملاً یکسان نیستند، اما هر دو تا حد زیادی بر سازماندهی صدا در طول زمان متکی هستند. هنگام صحبت کردن، فقط کلمات اهمیت ندارند؛ سرعت گفتار، مکثها، تکیه، زیر و بمی صدا و ریتم جمله نیز در انتقال پیام نقش دارند. در موسیقی نیز زمانبندی، ریتم، شدت و تغییرات ملودی از عناصر اصلی هستند.
ریتم و زمانبندی
برای تولید گفتار روان، مغز باید توالی حرکات و اصوات را با زمانبندی دقیقی سازماندهی کند. ریتم میتواند یک چارچوب زمانی قابل پیشبینی ایجاد کند و در برخی تمرینهای درمانی به فرد کمک کند زمان شروع، ادامه یا توقف یک پاسخ را بهتر دنبال کند. این موضوع به این معنا نیست که هر نوع تمرین ریتمیک مستقیماً گفتار را درمان میکند؛ بلکه ریتم میتواند در بعضی برنامههای هدفمند بهعنوان یک ابزار تسهیلکننده به کار رود.
ملودی و الگوهای صوتی
ملودی تغییرات زیر و بمی صدا را برجسته میکند. این ویژگی از جهتی با آهنگ جمله و نوای گفتار ارتباط دارد. زمانی که یک عبارت با الگوی آهنگین و تکرارشونده ارائه میشود، ممکن است برای بعضی افراد تشخیص یا بازتولید الگوی صوتی سادهتر شود. همین ویژگی در برخی روشهای توانبخشی زبان بزرگسالان نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
تکرار و پیشبینیپذیری
بسیاری از فعالیتهای موسیقایی الگوی تکرارشونده دارند. تکرار میتواند فرصت بیشتری برای تمرین توجه، انتظار، تقلید، نوبتگیری و پاسخ دادن ایجاد کند. در کودکی که از فعالیتهای موسیقایی لذت میبرد، همین ساختار پیشبینیپذیر ممکن است انگیزه مشارکت را نیز افزایش دهد.
تأثیر موسیقی درمانی بر گوش دادن و توجه شنیداری
یکی از مهارتهای مهم برای یادگیری زبان، توانایی توجه کردن به پیام شنیداری است. کودک باید بتواند به صدای فرد مقابل توجه کند، تغییرات صوتی را تشخیص دهد و برای مدت کافی در فعالیت ارتباطی باقی بماند. به همین دلیل توجه شنیداری و گوش دادن فعال از پایههای مهم یادگیری ارتباط محسوب میشوند.
موسیقی میتواند محیط مناسبی برای تمرین این مهارتها ایجاد کند. برای مثال، در یک فعالیت درمانی ممکن است کودک لازم باشد منتظر توقف موسیقی بماند، با شنیدن یک صدای مشخص واکنش نشان دهد، یک الگوی ریتمیک را تقلید کند یا نوبت خود را تشخیص دهد. در چنین شرایطی موسیقی وسیلهای برای ایجاد یک فعالیت شنیداری هدفمند است، نه اینکه صرفاً شنیدن موسیقی بهتنهایی باعث رشد زبان شود.
این تفاوت مهم است، زیرا رشد زبان کودک فرایندی چندبعدی است و تحت تأثیر عواملی مانند توانایی شناختی، شنوایی، تعامل اجتماعی، فرصت ارتباط، درک زبان و توانایی تولید گفتار قرار دارد. اگر کودکی تأخیر قابل توجه در رشد گفتار کودک دارد، استفاده از موسیقی نباید جای ارزیابی تخصصی گفتار و زبان یا بررسی وضعیت شنوایی را بگیرد.
آیا موسیقی درمانی حافظه شنیداری را تقویت میکند؟
حافظه شنیداری به توانایی نگهداری و بازیابی اطلاعاتی گفته میشود که از طریق شنیدن دریافت شدهاند. کودک برای دنبال کردن یک دستور چندمرحلهای، به خاطر سپردن ترتیب کلمات یا یادگیری برخی الگوهای زبانی به درجات مختلفی از پردازش و حافظه شنیداری نیاز دارد.
فعالیتهای موسیقایی میتوانند فرصتهایی برای تمرین توالیهای شنیداری فراهم کنند. به عنوان مثال، تقلید یک توالی از ضربها، تکمیل بخش بعدی یک آهنگ آشنا یا به خاطر سپردن ترتیب صداها میتواند نیازمند توجه و نگهداری کوتاهمدت اطلاعات شنیداری باشد. با این حال، از این موضوع نباید نتیجه گرفت که موسیقی درمانی در همه افراد بهطور مستقیم و قطعی حافظه شنیداری را افزایش میدهد.
اگر هدف اصلی درمان کودک بهبود حافظه شنیداری، درک دستورات یا پردازش زبان است، ابتدا باید مشخص شود مشکل دقیقاً در کدام سطح قرار دارد. ضعف توجه، مشکل شنوایی، محدودیت درک زبان و مشکل حافظه ممکن است در ظاهر شبیه یکدیگر دیده شوند اما مداخلات یکسانی ندارند. موسیقی در چنین شرایطی میتواند یکی از ابزارهای تمرین باشد، نه جایگزین ارزیابی بالینی.
نوای گفتار چیست و چرا اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین زمینههایی که ارتباط میان موسیقی و گفتار را قابل درکتر میکند، نوای گفتار یا پروزودی است. وقتی صحبت میکنیم، پیام ما فقط از مجموعهای از واژهها ساخته نشده است. تغییر در زیر و بمی صدا، ریتم جمله، سرعت، مکث، کشش و تکیه میتواند مشخص کند جمله خبری، پرسشی، هیجانی یا تأکیدی است.
برای مثال یک جمله واحد با تغییر محل تکیه میتواند بخش متفاوتی از پیام را برجسته کند. همچنین کاهش یا افزایش زیر و بمی صدا میتواند نگرش یا حالت عاطفی گوینده را منتقل کند. به همین دلیل اختلال در نوای گفتار ممکن است حتی زمانی که واژهها و ساختار جمله درست هستند، طبیعی بودن و وضوح ارتباط را کاهش دهد.
اجزای اصلی نوای گفتار
- ریتم و زمانبندی گفتار
- تکیه روی هجاها یا واژههای مهم
- تغییرات زیر و بمی صدا
- سرعت صحبت کردن
- مکث میان واژهها و عبارتها
- کشش برخی صداها یا هجاها
تمرینهای مبتنی بر موسیقی، ریتم و آواز در برخی برنامهها میتوانند این ویژگیها را واضحتر و قابل تمرینتر کنند. برای مثال درمانگر ممکن است تفاوت میان دو الگوی تکیه یا زیر و بمی را ابتدا به شکل اغراقشده و آهنگین ارائه کند و سپس به تدریج آن را به گفتار طبیعی نزدیک کند.
موسیقی درمانی در کودکان دارای اوتیسم
اوتیسم در کودکان میتواند با الگوهای بسیار متفاوتی از تواناییهای ارتباطی همراه باشد. بعضی کودکان گفتار بسیار محدودی دارند، بعضی از جملات استفاده میکنند اما در کاربرد اجتماعی زبان مشکل دارند و گروهی نیز از نظر واژگان و جملهسازی توانایی خوبی دارند اما در نوبتگیری، درک پیامهای غیرمستقیم، تنظیم گفتوگو یا نوای طبیعی گفتار با دشواری مواجهاند.
به همین دلیل نمیتوان یک هدف واحد برای موسیقی درمانی در تمام کودکان دارای اوتیسم تعریف کرد. هدف ممکن است در یک کودک ایجاد توجه مشترک و تعامل باشد و در کودک دیگر روی تقلید، نوبتگیری، پاسخدهی، تولید صوت یا استفاده از الگوی مناسبتر نوای گفتار متمرکز شود.
برخی پژوهشها و مرورهای سیستماتیک گزارش کردهاند که مداخلات موسیقایی میتوانند به بعضی جنبههای ارتباط اجتماعی و زبان در کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم کمک کنند. در مقابل، مطالعات دیگری اثر معناداری روی بعضی شاخصهای گفتار یا شدت علائم پیدا نکردهاند. حتی در یک کارآزمایی تصادفی منتشرشده در سال ۲۰۲۶، اضافه کردن موسیقی درمانی گروهی به گفتاردرمانی در کودکان پیشدبستانی دارای اوتیسم، در پیامد اصلی زبان نسبت به گفتاردرمانی بهتنهایی برتری آماری معناداری نشان نداد. این نتایج نشان میدهند که پاسخ درمانی را نباید از قبل برای همه کودکان یکسان فرض کرد.
نوای گفتار در برخی کودکان دارای اوتیسم
در برخی کودکان دارای اوتیسم ممکن است گفتار از نظر ریتم، تکیه، سرعت، زیر و بمی یا شدت صدا متفاوت از الگوی مورد انتظار باشد. برای مثال ممکن است گفتار یکنواخت به نظر برسد، تکیه روی بخش نامناسب جمله قرار بگیرد، سرعت گفتار غیرمعمول باشد یا مکثها در نقاط نامناسب اتفاق بیفتند. البته این ویژگیها در همه کودکان اوتیستیک وجود ندارند و شدت آنها نیز متفاوت است.
چنین تفاوتهایی ممکن است بر مهارت های ارتباطی اثر بگذارند، زیرا مخاطب برای درک کامل پیام فقط به واژهها توجه نمیکند و از آهنگ و تکیه جمله نیز اطلاعات دریافت میکند. در مواردی که ارزیابی گفتاردرمانی نشان دهد نوای گفتار یکی از اهداف اصلی مداخله است، استفاده هدفمند از ریتم و ملودی میتواند بخشی از برنامه تمرینی باشد.
در گفتاردرمانی اوتیسم مهم است که موسیقی صرفاً به دلیل تشخیص اوتیسم وارد برنامه نشود. ابتدا باید مشخص شود کودک چه نقاط قوتی دارد، مشکل اصلی ارتباط او چیست و آیا به محرکهای موسیقایی علاقه و پاسخ مناسبی نشان میدهد یا خیر. کودکی که موسیقی برای او جذاب است ممکن است از آن بهعنوان یک بستر انگیزشی برای تعامل استفاده کند، در حالی که برای کودک دیگری روشهای غیرموسیقایی مؤثرتر باشند.
آیا موسیقی درمانی میتواند به رشد گفتار کودک کمک کند؟
در پاسخ به این سؤال باید میان ایجاد شرایط مناسب برای تمرین گفتار و درمان مستقیم یک اختلال تمایز قائل شد. موسیقی میتواند فرصتهایی برای تقلید صوت، تکرار هجا، هماهنگی با ریتم، نوبتگیری و تولید عبارتهای تکرارشونده ایجاد کند. این فعالیتها در صورت طراحی مناسب میتوانند بخشی از برنامهای برای حمایت از رشد گفتار کودک باشند.
با این حال، علت تأخیر گفتار در کودکان یکسان نیست. کودک ممکن است به دلیل اختلال زبان، کمشنوایی، اختلال طیف اوتیسم، مشکلات حرکتی گفتار، اختلالات رشدی یا عوامل دیگری دیرتر از انتظار صحبت کند. بنابراین یک فعالیت موسیقایی که برای یک کودک مفید است الزاماً برای کودک دیگری با ظاهر مشابه مشکل مناسب نیست.
برای نمونه، اگر مشکل اصلی کودک برنامهریزی حرکات گفتاری باشد، اهداف و روش مداخله با کودکی که مشکل اصلی او درک زبان یا تعامل اجتماعی است تفاوت خواهد داشت. به همین دلیل هر برنامهای که ادعا کند با چند آهنگ یا تمرین ثابت میتواند مشکل گفتاری همه کودکان را برطرف کند، از نظر بالینی قابل اتکا نیست.
موسیقی زمانی بیشترین ارزش را دارد که هدف آن دقیق تعریف شده باشد؛ برای مثال افزایش دفعات تقلید صوتی، ایجاد نوبتگیری، تمرین یک الگوی ریتمیک، افزایش مشارکت در فعالیت ارتباطی یا تمرین تفاوتهای نوایی. نتیجه نیز باید با شاخصهای قابل مشاهده ارزیابی شود، نه فقط این برداشت که کودک از جلسه لذت برده است.
موسیقی درمانی برای بزرگسالان دارای اختلال گفتار و زبان
کاربرد موسیقی در توانبخشی فقط به کودکان محدود نیست. یکی از شناختهشدهترین حوزهها در گفتاردرمانی بزرگسالان، استفاده از مداخلات مبتنی بر ملودی و ریتم برای برخی افراد مبتلا به آفازی پس از سکته مغزی است.
آفازی نوعی اختلال اکتسابی زبان است که در اثر آسیب بخشهای زبانی مغز ایجاد میشود و میتواند توانایی صحبت کردن، نامیدن، درک زبان، خواندن یا نوشتن را در درجات مختلف تحت تأثیر قرار دهد. نوع و شدت علائم در افراد مختلف یکسان نیست و به محل و وسعت آسیب مغزی و عوامل متعدد دیگری بستگی دارد.
ملودیک اینتونیشن تراپی چیست؟
یکی از روشهای شناختهشده در این زمینه Melodic Intonation Therapy یا درمان آهنگین گفتار است. در این روش از ویژگیهایی مانند آهنگ، ریتم و ضرب برای تسهیل تولید عبارتهای گفتاری استفاده میشود. این رویکرد بیشتر در ارتباط با بعضی افراد دارای آفازی غیرروان مورد مطالعه قرار گرفته است.
مرورهای پژوهشی نشان دادهاند این روش میتواند در برخی بیماران بهخصوص در تمرین تکرار و بعضی جنبههای زبان بیانی مفید باشد. با این حال اندازه اثر در مطالعات کنترلشده معمولاً بسیار محتاطانهتر از گزارشهای موردی است و تعمیم پیشرفت تمرینشده به ارتباط روزمره همیشه به همان اندازه قوی نیست. بنابراین درمان آهنگین را نباید روشی دانست که برای تمام انواع آفازی یا تمام بیماران نتیجه مشابه ایجاد میکند.
برای انتخاب این روش باید نوع آفازی، میزان درک زبان، توانایی تولید گفتار، وضعیت شناختی، مدت زمان گذشته از آسیب و سایر ویژگیهای بیمار بررسی شوند. استفاده از آواز بدون ارزیابی این عوامل معادل اجرای یک پروتکل توانبخشی تخصصی نیست.
چه افرادی ممکن است کاندید مناسبتری برای موسیقی درمانی باشند؟
هیچ معیار سادهای وجود ندارد که بر اساس آن بتوان گفت هر فرد دارای اختلال گفتار یا زبان حتماً باید موسیقی درمانی دریافت کند. تصمیمگیری باید بر اساس ارزیابی فردی انجام شود. با این حال، وجود بعضی ویژگیها میتواند استفاده از فعالیتهای موسیقایی را منطقیتر کند.
- فرد به موسیقی و فعالیتهای ریتمیک علاقه نشان میدهد و با آنها مشارکت بیشتری دارد.
- اهداف درمانی مشخصی مانند نوبتگیری، توجه مشترک، تقلید صوتی، زمانبندی یا نوای گفتار وجود دارد.
- موسیقی امکان ایجاد تمرین تکرارشونده بدون کاهش سریع انگیزه را فراهم میکند.
- در بزرگسال مبتلا به آفازی، ارزیابی تخصصی نشان میدهد یک رویکرد مبتنی بر ریتم و ملودی میتواند با ویژگیهای زبانی او تناسب داشته باشد.
- اهداف موسیقی درمانی با اهداف گفتاردرمانی هماهنگ شدهاند و پیشرفت بهصورت قابل اندازهگیری بررسی میشود.
در مقابل، اگر موسیقی باعث افزایش آشفتگی، حواسپرتی یا ناراحتی فرد شود یا هیچ ارتباطی با هدف اصلی توانبخشی نداشته باشد، استفاده از آن صرفاً به دلیل محبوبیت این روش منطقی نیست. درمان باید بر اساس نیاز مراجع انتخاب شود، نه جذابیت نام یک تکنیک.
موسیقی درمانی چه چیزی را نمیتواند جایگزین کند؟
یکی از مهمترین نکات برای والدین این است که موسیقی درمانی نباید باعث تأخیر در ارزیابی و مداخله تخصصی شود. اگر کودکی در زمان مورد انتظار مهارتهای ارتباطی و زبانی را کسب نکرده، گفتارش قابل فهم نیست، در درک زبان مشکل دارد یا مهارتهایش پسرفت کرده است، لازم است علت مشکل بررسی شود.
همچنین اگر احتمال کمشنوایی وجود داشته باشد، ارزیابی شنوایی ضروری است. افزایش صدای موسیقی یا واکنش کودک به بعضی آهنگها بهتنهایی نشان نمیدهد که شنوایی او برای دریافت تمام اجزای گفتار طبیعی است.
در بزرگسالان نیز ایجاد ناگهانی اختلال گفتار یا زبان، بهخصوص همراه با علائمی مانند ضعف یک سمت بدن یا عدم تقارن صورت، یک مسئله اورژانسی است و موسیقی درمانی موضوع مرحله حاد نیست. پس از تشخیص پزشکی و تثبیت وضعیت، برنامه توانبخشی متناسب با نوع آسیب طراحی میشود.
موسیقی درمانی در کنار گفتاردرمانی چگونه استفاده میشود؟
منطقیترین رویکرد این است که موسیقی درمانی و گفتاردرمانی بهجای رقابت با یکدیگر، در صورت وجود اندیکاسیون مشخص اهداف هماهنگی داشته باشند. گفتاردرمانگر ابتدا مشخص میکند کدام جزء گفتار، زبان یا ارتباط نیازمند مداخله است و سپس میتوان بررسی کرد که آیا عناصر موسیقایی برای رسیدن به آن هدف ابزار مناسبی هستند یا خیر.
برای مثال اگر هدف افزایش نوبتگیری باشد، یک فعالیت ریتمیک رفت و برگشتی میتواند تمرین را جذابتر کند. اگر هدف توجه به تکیه جمله باشد، تفاوتهای ملودیک میتوانند برجسته شوند. اگر هدف تمرین عبارتهای مشخص در فرد دارای آفازی غیرروان باشد، ممکن است از یک روش ساختاریافته مبتنی بر آهنگ و ریتم استفاده شود.
در تمام این موارد باید در نظر داشت که هدف نهایی اجرای بهتر موسیقی نیست؛ هدف این است که تغییری مفید در ارتباط، گفتار یا زبان فرد ایجاد شود و تا حد امکان این پیشرفت به موقعیتهای واقعی زندگی منتقل شود.
نتایج پژوهشهای جدید نیز دلیل دیگری برای همین رویکرد محتاطانه هستند. در حالی که بعضی مطالعات اثرات مثبتی برای مداخلات موسیقایی گزارش کردهاند، پژوهشهای بزرگتر یا کنترلشدهتر همیشه چنین تفاوتی را در همه پیامدها تأیید نکردهاند. بنابراین موسیقی درمانی بهتر است یک ابزار بالینی انتخابشده بر اساس ویژگیهای فرد تلقی شود، نه نسخهای عمومی برای تمام اختلالات ارتباطی.
والدین از نتیجه موسیقی درمانی چه انتظاری داشته باشند؟
انتظار واقعبینانه بخش مهمی از درمان است. تغییرات گفتار و زبان معمولاً تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اتفاق میافتند و نسبت دادن هر پیشرفتی به یک روش خاص بدون ارزیابی دقیق درست نیست. اگر کودک همزمان گفتاردرمانی، آموزش در مهد یا مدرسه، مداخلات رفتاری و تمرینهای خانوادگی دریافت میکند، پیشرفت حاصل تعامل چند عامل است.
بهتر است قبل از شروع مداخله، چند هدف روشن تعریف شود. به عنوان مثال به جای هدف مبهم «بهتر شدن حرف زدن»، میتوان مشخص کرد که انتظار داریم کودک تعداد بیشتری از نوبتهای ارتباطی را پاسخ دهد، الگوی خاصی را تقلید کند یا در یک فعالیت مشترک مدت بیشتری مشارکت داشته باشد. در بزرگسال نیز هدف میتواند افزایش تولید عبارتهای مشخص یا بهبود عملکرد در یک تکلیف زبانی تعریفشده باشد.
اگر پس از یک بازه زمانی مناسب هیچ تغییری در شاخصهای هدف دیده نشود، برنامه باید بازبینی شود. ادامه دادن یک روش صرفاً به این دلیل که برای فرد خوشایند است با ادامه دادن آن بهعنوان درمان دو موضوع متفاوت هستند. لذت بردن از موسیقی ارزشمند است، اما اثربخشی درمانی باید بر اساس اهداف بالینی سنجیده شود.
جمعبندی
موسیقی درمانی میتواند برای برخی کودکان و بزرگسالان بهعنوان یک مداخله مکمل در برنامه توانبخشی گفتار، زبان و ارتباط مفید باشد. ریتم، ملودی، تکرار و ساختار قابل پیشبینی موسیقی میتوانند فرصتهایی برای تمرین توجه شنیداری، نوبتگیری، تقلید، زمانبندی، تولید صوت و بعضی ویژگیهای نوای گفتار ایجاد کنند.
در کودکان دارای اوتیسم، برخی پژوهشها اثرات امیدوارکنندهای بر ارتباط اجتماعی و بعضی جنبههای زبان گزارش کردهاند، اما نتایج همه مطالعات یکسان نیست. در بزرگسالان مبتلا به آفازی نیز روشهایی مانند درمان آهنگین گفتار برای بعضی بیماران، بهخصوص در آفازی غیرروان، مورد مطالعه قرار گرفتهاند و میتوانند در برخی تکالیف زبانی مفید باشند؛ با این حال پاسخ درمانی در همه بیماران مشابه نیست.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که «آیا موسیقی درمانی خوب است یا بد؟» بلکه باید پرسید این روش برای کدام فرد، با چه تشخیصی، برای کدام هدف و با چه برنامهای استفاده میشود. اگر پاسخ این پرسشها روشن باشد، موسیقی میتواند از یک فعالیت صرفاً لذتبخش به ابزاری هدفمند در مسیر توانبخشی تبدیل شود. اگر این شرایط وجود نداشته باشد، نباید از آن انتظار درمان قطعی اختلال گفتار یا زبان داشت.