مقدمه
ترس یکی از هیجانهای طبیعی و ضروری دوران کودکی است. این هیجان به کودک کمک میکند خطر را تشخیص دهد، از موقعیتهای آسیبزا فاصله بگیرد و برای محافظت از خود از بزرگسالان کمک بخواهد. بسیاری از کودکان در دورههایی از رشد از تاریکی، حیوانات، صداهای بلند، پزشک، افراد ناآشنا، جدا شدن از والدین یا تجربههای جدید میترسند. بیشتر این ترسها موقتی هستند و با رشد شناختی، کسب تجربه و دریافت حمایت مناسب کاهش پیدا میکنند.
بااینحال، گاهی ترس کودک شدید، ماندگار یا نامتناسب با موقعیت است و خواب، بازی، رفتن به مدرسه، ارتباط با دیگران یا استقلال او را مختل میکند. در چنین شرایطی، سرزنش کردن، نادیده گرفتن یا مجبور کردن کودک به روبهرو شدن ناگهانی با ترس معمولاً کمککننده نیست. کودک باید در محیطی امن بتواند هیجان خود را بیان کند، درباره آن شناخت به دست آورد و بهتدریج شیوههای سالمتری برای مقابله با موقعیت ترسآور بیاموزد.
بازی درمانی برای ترس کودکان یکی از روشهایی است که میتواند متناسب با سن و تواناییهای ارتباطی کودک به کار رود. بازی زبان طبیعی کودکان است و به آنها اجازه میدهد تجربههایی را که هنوز نمیتوانند بهراحتی با کلمات توضیح دهند، از طریق عروسک، داستان، نقاشی، نقشآفرینی و بازیهای نمادین نشان دهند. بازیدرمانی زمانی بیشترین فایده را دارد که پس از ارزیابی دقیق، با هدف مشخص و توسط متخصص آموزشدیده اجرا شود.
ترس طبیعی کودک چه تفاوتی با ترس مشکلساز دارد؟
نوع ترس کودکان معمولاً با مرحله رشد آنها ارتباط دارد. نوزاد ممکن است از صدای ناگهانی یا افراد ناآشنا بترسد. کودک نوپا ممکن است هنگام جدا شدن از والدین ناراحت شود و کودکان پیشدبستانی نیز گاهی از موجودات خیالی، تاریکی یا تنها خوابیدن واهمه دارند. در سنین مدرسه، نگرانی درباره اشتباه کردن، امتحان، بیماری، آسیب دیدن یا پذیرفته نشدن از سوی همسالان بیشتر دیده میشود.
وجود ترس بهتنهایی نشانه اختلال نیست. برای تشخیص مشکل باید شدت، مدت، تناسب با سن و تأثیر آن بر زندگی روزمره بررسی شود. ترسی که فقط در موقعیتی خاص ظاهر میشود و با حمایت والدین کاهش مییابد، معمولاً بخشی از رشد طبیعی است. در مقابل، اگر کودک برای مدت طولانی از فعالیتهای ضروری اجتناب کند، دچار حملات شدید گریه شود، علائم جسمی مکرر نشان دهد یا نتواند بدون حضور والدین کارهای متناسب با سن خود را انجام دهد، ممکن است به ارزیابی تخصصی نیاز داشته باشد.
نشانههای جسمی ترس میتوانند شامل تپش قلب، لرزش، تعریق، دلدرد، حالت تهوع، سردرد، احساس تنگی نفس یا نیاز مکرر به دستشویی باشند. برخی کودکان ترس خود را مستقیماً بیان نمیکنند و بهجای آن بیقراری، پرخاشگری، چسبیدن به والدین، امتناع از مدرسه یا اختلال خواب نشان میدهند. متخصص باید بررسی کند که این رفتارها ناشی از ترس، اضطراب، تجربه ناخوشایند، مشکل رشدی یا وضعیت دیگری هستند.
بازیدرمانی چیست و چگونه انجام میشود؟
بازیدرمانی یک رویکرد تخصصی است که در آن از بازی و فعالیتهای متناسب با سن برای شناخت دنیای هیجانی کودک، ایجاد رابطه درمانی و آموزش مهارتهای مقابلهای استفاده میشود. در جلسه، کودک ممکن است با عروسکها داستان بسازد، نقاشی کند، در نقش شخصیتهای مختلف قرار بگیرد، با خمیر یا شن صحنهای را شکل دهد یا در بازیهای هدفمند شرکت کند.
بازی درمانی کودک تنها سرگرم کردن او یا مشغول نگه داشتنش نیست. درمانگر رفتار، انتخابها، موضوعهای تکرارشونده، واکنشهای هیجانی و شیوه حل مسئله کودک را مشاهده میکند. سپس متناسب با رویکرد درمانی، احساسات کودک را بازتاب میدهد، به او در نامگذاری هیجانها کمک میکند یا فعالیتهایی را برای تمرین مواجهه تدریجی و رفتارهای شجاعانه طراحی میکند.
جلسات ممکن است به شکل غیرهدایتی یا هدایتی برگزار شوند. در روش غیرهدایتی، کودک آزادی بیشتری برای انتخاب بازی دارد و درمانگر با ایجاد محیطی پذیرنده، به او امکان میدهد موضوعهای درونی خود را آشکار کند. در روش هدایتی، درمانگر فعالیت مشخصی را متناسب با هدف درمان پیشنهاد میدهد؛ برای مثال از کودک میخواهد داستان شخصیتی را کامل کند که از رفتن به پزشک میترسد.
انتخاب روش به سن کودک، نوع ترس، توانایی زبانی، سابقه تجربههای ناخوشایند و مشکلات همراه بستگی دارد. برای بعضی کودکان، بازی آزاد به ایجاد اعتماد و بیان هیجان کمک میکند؛ درحالیکه برای اضطراب یا فوبیای مشخص، استفاده از روشهای شناختیرفتاری و مواجهه تدریجی معمولاً بخش مهمتری از برنامه است.
چرا بازی میتواند به کاهش ترس کمک کند؟
بیان غیرمستقیم احساسات
کودکان همیشه نمیتوانند علت ترس خود را توضیح دهند. ممکن است واژگان کافی برای توصیف احساسات نداشته باشند یا از بیان تجربهای که آنها را مضطرب کرده است، خجالت بکشند. بازی به کودک اجازه میدهد بدون پاسخ دادن به پرسشهای مستقیم، موضوع ترس را از طریق شخصیتها و داستانها نشان دهد.
برای مثال، کودکی که نمیگوید از تنها ماندن میترسد، ممکن است در بازی عروسکی بارها داستان کودکی را اجرا کند که مادرش از خانه بیرون میرود. درمانگر از یک صحنه بازی بهتنهایی نتیجهگیری نمیکند، بلکه الگوهای تکراری را در کنار گفتوگو با والدین و سایر اطلاعات بررسی میکند.
افزایش احساس کنترل
ترس معمولاً با احساس ناتوانی و پیشبینیناپذیری همراه است. در بازی، کودک میتواند سرعت داستان، نقش شخصیتها و پایان ماجرا را تا حدی کنترل کند. او میتواند صحنه ترسآور را متوقف کند، از شخصیت حامی کمک بگیرد یا راهحل تازهای برای مشکل پیدا کند. این تجربه نمادین میتواند احساس توانمندی و امنیت را افزایش دهد.
تمرین مهارتهای تنظیم هیجان
کودک در قالب بازی میآموزد نشانههای بدنی ترس را تشخیص دهد، احساسش را نامگذاری کند و از مهارتهایی مانند تنفس آرام، گفتوگوی درونی مثبت، درخواست کمک و حل مسئله استفاده کند. تمرین این مهارتها در یک فضای امن باعث میشود استفاده از آنها در موقعیت واقعی آسانتر شود.
مواجهه تدریجی با عامل ترس
اجتناب مداوم ممکن است ترس را حفظ کند؛ زیرا کودک فرصت پیدا نمیکند تجربه کند که میتواند اضطراب را تحمل کند و موقعیت همیشه به پیامد ترسناک منجر نمیشود. درمانگر میتواند با بازی، مواجهه را به مراحل کوچک و قابلکنترل تقسیم کند. هدف غافلگیر کردن یا مجبور کردن کودک نیست، بلکه کمک به او برای نزدیک شدن تدریجی به موقعیت ترسآور همراه با احساس امنیت است.
انواع بازیدرمانی برای کاهش ترس کودکان
| روش | نحوه اجرا | کاربرد احتمالی |
|---|---|---|
| بازی غیرهدایتی | کودک بازی را انتخاب میکند و درمانگر احساسات و رفتار او را بازتاب میدهد | ایجاد اعتماد، بیان هیجانها و ترسهای مبهم |
| بازی هدایتی | درمانگر داستان یا فعالیتی متناسب با هدف درمان پیشنهاد میدهد | آموزش مهارت مقابلهای و تمرین موقعیت مشخص |
| نقشآفرینی | کودک و درمانگر نقش افراد یا شخصیتهای مختلف را اجرا میکنند | ترس از پزشک، مدرسه، جمع یا موقعیتهای اجتماعی |
| بازی شناختیرفتاری | افکار، احساسات، رفتارها و مواجهه تدریجی در قالب بازی آموزش داده میشوند | اضطراب، فوبیای مشخص و اجتنابهای پایدار |
| هنر و داستان | ترس با نقاشی، قصه، عروسک یا ساختن شخصیت بیان میشود | کودکانی که بیان کلامی محدودی دارند |
| شن و بازی نمادین | کودک با اشیای کوچک یک صحنه میسازد و روایت میکند | بیان تجربهها و ایجاد ارتباط درمانی |
بازیدرمانی غیرهدایتی
در بازیدرمانی غیرهدایتی، کودک در محدوده قوانین ایمنی میتواند اسباببازی و شیوه بازی را انتخاب کند. درمانگر بازی را مدیریت نمیکند، اما کاملاً منفعل نیز نیست. او به احساسات کودک توجه میکند، تجربه او را بازتاب میدهد و رابطهای امن و قابل پیشبینی میسازد.
این روش میتواند برای کودکانی مناسب باشد که ترس آنها مبهم است، بهسختی درباره احساسات صحبت میکنند یا ابتدا به ایجاد اعتماد نیاز دارند. بااینحال، برای ترسهای مشخص و شدید ممکن است لازم باشد روش غیرهدایتی با مداخلات هدفمندتر ترکیب شود.
بازیدرمانی هدایتی
در روش هدایتی، درمانگر فعالیتی را با هدف مشخص طراحی میکند. برای مثال، ممکن است داستان «قهرمانی که قدمبهقدم با ترسش روبهرو میشود» را تعریف کند و از کودک بخواهد برای شخصیت اصلی راهحل پیدا کند. درمانگر میتواند از کارتهای هیجان، بازیهای تختهای، عروسکها یا نقاشی برای آموزش مهارت استفاده کند.
بازی شناختیرفتاری
در بازی شناختیرفتاری، مفاهیم درمان شناختیرفتاری با زبان و فعالیت کودکانه ترکیب میشوند. کودک یاد میگیرد میان موقعیت، فکر، احساس و رفتار ارتباط برقرار کند. برای مثال، ممکن است در یک بازی چهار کارت با عنوان «چه اتفاقی افتاد؟»، «چه فکری کردم؟»، «چه احساسی داشتم؟» و «چه کاری انجام دادم؟» مرتب کند.
درمانگر به کودک کمک میکند افکار اغراقآمیز یا غیرواقعبینانه را تشخیص دهد؛ مانند اینکه «اگر چراغ خاموش شود حتماً اتفاق بدی میافتد». سپس کودک فکر متعادلتری را تمرین میکند؛ مانند اینکه «تاریکی ناخوشایند است، اما اتاق من امن است و میتوانم از چراغ خواب استفاده کنم».
نقشآفرینی
در نقشآفرینی، کودک میتواند ابتدا نقش فرد قدرتمند یا کمککننده را بازی کند و سپس با آمادگی بیشتر در نقش خودش قرار بگیرد. جابهجایی نقشها به او کمک میکند موقعیت را از زاویههای مختلف ببیند. برای نمونه، در بازی پزشک و بیمار، کودک میتواند ابتدا پزشک باشد، وسایل بیخطر را بررسی کند و سپس نقش بیماری را اجرا کند که راههای آرام شدن را تمرین میکند.
نقاشی، داستان و بازی نمادین
برخی کودکان از طریق تصویر و داستان بهتر از گفتوگوی مستقیم ارتباط برقرار میکنند. درمانگر ممکن است از کودک بخواهد ترس را به شکل یک موجود خیالی نقاشی کند، برای آن نام بگذارد و اندازه یا قدرتش را تغییر دهد. هدف مسخره کردن ترس نیست؛ بلکه تبدیل یک احساس مبهم به موضوعی قابلشناسایی و قابلمدیریت است.
در استفاده از نقاشی یا شن نباید هر نماد را دارای معنای ثابت دانست. تفسیرهایی مانند اینکه یک رنگ یا شکل خاص حتماً نشانه تجربه مشخصی است، قابل اعتماد نیستند. معنای هر بازی باید در گفتوگو با خود کودک، والدین و با توجه به شرایط زندگی او بررسی شود.
بازی برای ترس از تاریکی کودک
ترس از تاریکی کودک در سالهای پیشدبستانی و اوایل دبستان شایع است. رشد تخیل، دشواری در تشخیص کامل خیال از واقعیت و تجربه تنهایی هنگام خواب میتوانند در ایجاد این ترس نقش داشته باشند. هدف درمان این نیست که کودک فوراً در یک اتاق کاملاً تاریک تنها بماند، بلکه باید احساس امنیت و تحمل او بهتدریج افزایش پیدا کند.
درمانگر ممکن است ابتدا از کودک بخواهد درباره شخصیت خیالیای داستان بسازد که از تاریکی میترسد. سپس کودک برای کمک به شخصیت راهحلهایی مانند چراغ خواب، تنفس آرام، فکر کردن به یک تصویر امن یا صدا زدن والدین را انتخاب میکند. پس از آن میتوان بازی با چراغقوه، ساختن سایههای خندهدار یا پیدا کردن اشیای رنگی در اتاق کمنور را انجام داد.
مواجهه میتواند از نگاه کردن به تصویر یک اتاق تاریک شروع شود، به حضور در اتاق با نور کمتر برسد و در مراحل بعد شامل خاموش کردن کوتاهمدت چراغ باشد. سرعت پیشرفت باید با توان کودک هماهنگ باشد. اگر اضطراب بسیار شدید شد، درمانگر به مرحله آسانتر بازمیگردد؛ اما هدف این نیست که هر بار با اولین ناراحتی، فعالیت کاملاً متوقف شود.
بازی برای ترس از پزشک، جدایی و توالت
ترس از دکتر کودک
ترس از دکتر کودک ممکن است پس از تزریق، بستری شدن، درد، شنیدن تجربه دیگران یا ناآشنا بودن محیط پزشکی شکل بگیرد. بازی پزشک و بیمار به کودک اجازه میدهد با وسایل بیخطر آشنا شود و مراحل مراجعه را در محیطی قابلکنترل تمرین کند.
والد یا درمانگر میتواند با عروسک نقش بیمار را بازی کند و کودک معاینه سادهای مانند گوش دادن به صدای قلب یا بستن چسبزخم را انجام دهد. سپس نقشها تغییر میکنند. استفاده از جملات واقعی و ساده بهتر از وعدههای نادرست است. بهجای گفتن «اصلاً درد ندارد»، میتوان گفت «ممکن است چند ثانیه سوزش داشته باشد و من کنارت میمانم».
اضطراب جدایی کودک
اضطراب جدایی کودک در برخی مراحل رشد طبیعی است، اما اگر مانع رفتن به مهدکودک، مدرسه، خوابیدن مستقل یا ماندن با مراقب آشنا شود، باید دقیقتر بررسی شود. در بازی میتوان با عروسکها صحنه رفتن والد و بازگشت قابل پیشبینی او را تکرار کرد.
بازی قایمباشک، ساخت تقویم بازگشت، استفاده از شیء یادآور والد و اجرای خداحافظی کوتاه و ثابت میتوانند به کودک کمک کنند. خداحافظی طولانی، بازگشتهای مکرر پس از خروج یا ترک پنهانی کودک معمولاً اضطراب را بیشتر میکند. درمانگر به والدین کمک میکند همدلانه اما با ثبات رفتار کنند.
ترس از توالت
ترس از توالت ممکن است به دلیل صدای سیفون، بزرگی فضای توالت، احساس افتادن، تجربه یبوست و دفع دردناک یا فشار برای آموزش ایجاد شود. پیش از هر مداخله رفتاری باید احتمال یبوست، درد یا مشکل پزشکی بررسی شود؛ زیرا تا زمانی که دفع دردناک باشد، ترس کودک قابل درک است.
در بازی میتوان از عروسک، توالت اسباببازی یا داستان شخصیتی استفاده کرد که مراحل رفتن به توالت را تمرین میکند. کودک میتواند ابتدا فقط وارد فضای سرویس شود، سپس با لباس روی توالت بنشیند و در مراحل بعد زمان کوتاهی بدون پوشک بنشیند. زیرپایی مناسب، نشیمن ایمن و پرهیز از تنبیه یا شرمسار کردن اهمیت زیادی دارند.
ارتباط ترس با مشکلات حسی و رشدی
گاهی واکنش کودک فقط ناشی از تصور خطر نیست و ویژگیهای حسی نیز در آن نقش دارند. کودک دارای اختلال پردازش حسی ممکن است نسبت به صدای جاروبرقی، سیفون، سشوار، محیط شلوغ یا لمس بعضی وسایل واکنش شدیدی نشان دهد. در چنین شرایطی، مواجهه باید با در نظر گرفتن حساسیت حسی و بدون تحمیل بیش از ظرفیت کودک انجام شود.
برای مثال، کودکی که از صدای سیفون وحشت دارد ممکن است ابتدا از فاصله دور به صدا گوش دهد، سپس با هدفون یا صدای ضعیفتر آن را تجربه کند و بعد بهتدریج فاصله را کاهش دهد. هدف این نیست که همه واکنشهای حسی نادیده گرفته شوند، بلکه باید کودک راههای تنظیم خود و مشارکت در فعالیتهای ضروری را بیاموزد.
کاردرمانی کودکان ممکن است زمانی مفید باشد که حساسیتهای حسی، مشکلات حرکتی یا ضعف مهارتهای روزمره بر مشارکت کودک اثر گذاشته باشند. کاردرمانگر میتواند ویژگیهای محیط و فعالیت را بررسی کند و راهکارهایی برای سازگاری ارائه دهد. کاردرمانی بهتنهایی درمان همه ترسها نیست و در صورت وجود اضطراب بالینی باید مداخله روانشناختی نیز در نظر گرفته شود.
کودکانی که درک زبانی، ارتباط اجتماعی یا بیان احساسات محدودتری دارند ممکن است ترس خود را با رفتار نشان دهند. در چنین مواردی، ارزیابی جامع کمک میکند مشخص شود کودک از موقعیت میترسد، دستورها را درک نمیکند، از محرک حسی آزار میبیند یا توانایی پیشبینی اتفاق بعدی را ندارد.
نقش رفتاردرمانی و مواجهه تدریجی
رفتاردرمانی کودک میتواند برای کاهش اجتناب، تقویت رفتارهای شجاعانه و آموزش والدین به کار رود. در این رویکرد، رفتار هدف بهصورت روشن تعریف میشود؛ برای مثال، «کودک بتواند پنج دقیقه در اتاق کمنور بماند» یا «بدون گریه وارد مطب پزشک شود».
سپس هدف به مراحل کوچک تقسیم میشود و کودک برای تلاش و پیشرفت خود بازخورد مثبت دریافت میکند. پاداش میتواند تحسین مشخص، برچسب، انتخاب بازی یا فعالیت مشترک با والد باشد. پاداش نباید به شکل تهدید یا رشوه لحظهای استفاده شود، بلکه بهتر است از قبل مشخص و متناسب با سن کودک باشد.
در مواجهه تدریجی، فهرستی از موقعیتها از آسانترین تا دشوارترین تهیه میشود. کودک با کمک درمانگر و والد، هر مرحله را آنقدر تمرین میکند تا اضطراب او قابلتحملتر شود. اجبار ناگهانی، قفل کردن کودک در اتاق تاریک، نزدیک کردن ناگهانی حیوان یا انجام تزریق بدون آمادهسازی میتواند ترس و بیاعتمادی را افزایش دهد.
درمان ترس کودک زمانی مؤثرتر است که مهارتهای آرامسازی با مواجهه واقعی ترکیب شوند. آموزش تنفس بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا کودک باید یاد بگیرد در حضور محرک ترسآور نیز از مهارت خود استفاده کند. در عین حال، نباید آرامسازی به شرطی تبدیل شود که کودک فقط در صورت نبود کامل اضطراب بتواند فعالیت را انجام دهد.
والدین چگونه میتوانند به کودک کمک کنند؟
- احساس کودک را بپذیرند و بهجای گفتن «چیزی نیست»، بگویند «میبینم که این موقعیت برایت ترسناک است».
- از تمسخر، تهدید، مقایسه و شرمسار کردن کودک خودداری کنند.
- درباره موقعیت ترسآور توضیح کوتاه، واقعی و متناسب با سن ارائه دهند.
- کودک را بدون آمادگی با عامل ترس روبهرو نکنند و مراحل کوچک را با او تمرین کنند.
- رفتار شجاعانه و تلاش کودک را تحسین کنند، حتی اگر هنوز به هدف نهایی نرسیده باشد.
- از انجام دادن همیشگی کارها بهجای کودک پرهیز کنند؛ زیرا حمایت بیش از اندازه میتواند اجتناب را حفظ کند.
- در خانه برنامهای قابل پیشبینی برای خواب، مدرسه و جدایی ایجاد کنند.
- بازیهای درمانی را فقط طبق هدف و راهنمایی متخصص ادامه دهند و از تفسیر شخصی نقاشی یا بازی کودک خودداری کنند.
- پیشرفت کودک را با عملکرد گذشته خودش مقایسه کنند، نه با خواهر، برادر یا همسالان.
والدین باید میان همدلی و تشویق به پیشرفت تعادل برقرار کنند. حمایت کردن به معنای حذف همیشگی همه موقعیتهای ناراحتکننده نیست. اگر کودک هر بار از موقعیت ترسآور دور شود، ممکن است به این نتیجه برسد که تنها راه حفظ امنیت، اجتناب است. همراهی آرام و حرکت مرحلهای به او کمک میکند توانایی خود را تجربه کند.
چه کارهایی میتوانند ترس کودک را تشدید کنند؟
- وادار کردن ناگهانی کودک به مواجهه با شدیدترین شکل ترس
- خندیدن به ترس یا استفاده از عباراتی مانند «بچه نباش» و «خجالت بکش»
- تهدید کودک با پزشک، آمپول، پلیس یا موجودات خیالی برای کنترل رفتار
- دادن اطلاعات نادرست برای آرام کردن موقت کودک
- پرسیدن مداوم درباره ترس و جلب توجه بیش از اندازه به نشانهها
- اجازه دادن به اجتناب کامل و دائمی از همه موقعیتهای دشوار
- استفاده خودسرانه از دارو، مکمل یا روشهای درمانی نامعتبر
- نادیده گرفتن درد، یبوست، مشکلات خواب یا حساسیتهای حسی واقعی
گاهی والدین با نیت کمک، تمام موقعیتهای ناراحتکننده را از زندگی کودک حذف میکنند. این کار در کوتاهمدت اضطراب را کاهش میدهد، اما در بلندمدت ممکن است ترس را تثبیت کند. برنامه مناسب باید میان امنیت، حمایت و کسب تدریجی استقلال تعادل ایجاد کند.
چه زمانی مراجعه به متخصص ضروری است؟
اگر ترس برای چند هفته یا چند ماه ادامه یافته، رو به افزایش است یا با سن کودک تناسب ندارد، بهتر است ارزیابی انجام شود. امتناع از مدرسه، اختلال شدید خواب، حملات مکرر وحشت، شکایتهای جسمی بدون علت روشن، اجتناب از مراقبت پزشکی و ناتوانی در جدا شدن از والدین از نشانههایی هستند که باید جدی گرفته شوند.
همچنین اگر ترس پس از یک حادثه آسیبزا، بستری شدن، مرگ نزدیکان، خشونت یا تجربه تهدیدکننده آغاز شده است، مراجعه زودهنگام اهمیت دارد. درمانگر باید بررسی کند که آیا کودک دچار ترس رشدی، اضطراب جدایی، فوبیای مشخص، اضطراب اجتماعی، نشانههای پس از سانحه یا مشکل دیگری است.
تعداد جلسات بازیدرمانی برای همه کودکان یکسان نیست. سن، شدت ترس، مدت مشکل، وجود اختلالهای همراه و همکاری خانواده بر طول درمان اثر میگذارند. درمانگر باید هدفهای مشخصی تعیین کند و پیشرفت کودک را در زندگی واقعی بسنجد، نه فقط در اتاق بازی.
بازیدرمانی برای هر کودکی به یک شکل اجرا نمیشود و در بعضی موارد بهتنهایی کافی نیست. ممکن است درمان شناختیرفتاری، آموزش والدین، مداخلات مدرسه، ارزیابی پزشکی یا همکاری با متخصصان دیگر لازم باشد. انتخاب درمان باید بر اساس ارزیابی فردی انجام شود.
جمعبندی
ترس بخشی طبیعی از رشد کودک است، اما زمانی که شدید، ماندگار یا مختلکننده شود، به حمایت هدفمند نیاز دارد. بازی درمانی برای ترس کودکان امکان میدهد کودک در فضایی امن هیجانهای خود را بیان کند، احساس کنترل بیشتری به دست آورد و راههای تازهای برای مقابله با موقعیتهای دشوار بیاموزد.
روشهایی مانند بازی نمادین، داستانپردازی، نقشآفرینی، نقاشی و بازی شناختیرفتاری میتوانند متناسب با سن و نیاز کودک استفاده شوند. برای ترسهای مشخص، مواجهه تدریجی و برنامهریزیشده اهمیت زیادی دارد و نباید با اجبار یا غافلگیر کردن کودک اشتباه گرفته شود.
درمان ترس کودک زمانی نتیجه بهتری دارد که متخصص و والدین هدف مشترکی داشته باشند و مهارتها در زندگی روزمره تمرین شوند. توجه به مشکلات همراه مانند اختلال پردازش حسی، درد، یبوست، اختلال خواب یا دشواریهای رشدی نیز ضروری است. با ارزیابی دقیق، انتخاب روش علمی و حمایت بدون سرزنش، کودک میتواند بهتدریج با ترسهای خود روبهرو شود و احساس امنیت، شجاعت و استقلال بیشتری پیدا کند.