مقدمه
بازی، زبان طبیعی کودک است. بسیاری از کودکان نمیتوانند ترسها، نگرانیها، خشم، احساس ناامنی یا تعارضهای درونی خود را مانند بزرگسالان با جملههای دقیق بیان کنند؛ اما ممکن است همین احساسات را هنگام بازی با عروسکها، ساختن داستان، نقاشی، نقشآفرینی یا چیدن وسایل نشان دهند. بازی درمانی کودک روشی تخصصی است که از این ظرفیت طبیعی برای شناخت بهتر نیازهای هیجانی، رفتاری و ارتباطی کودک استفاده میکند.
در بازیدرمانی، بازی فقط یک سرگرمی یا راهی برای مشغولکردن کودک نیست. درمانگر آموزشدیده، محیط و ابزارهای بازی را متناسب با سن، تواناییهای رشدی و هدف درمان انتخاب میکند و واکنشهای کودک را در یک فرایند مشخص بررسی میکند. گاهی کودک آزادانه بازی را هدایت میکند و در برخی روشها درمانگر فعالیتهایی هدفمند برای آموزش مهارت، کاهش اضطراب یا اصلاح رفتار پیشنهاد میدهد.
نوع بازیدرمانی برای همه کودکان یکسان نیست. سن کودک، نوع مشکل، توانایی زبانی، شرایط خانواده، شدت نشانهها و نتیجه ارزیابی تخصصی مشخص میکند که کدام رویکرد مناسبتر است. در ادامه، مهمترین انواع بازیدرمانی، تفاوتهای آنها، کاربردهای احتمالی و نکاتی که والدین باید پیش از شروع درمان بدانند توضیح داده میشود.
بازیدرمانی چیست؟
بازیدرمانی یک مداخله روانشناختی ساختاریافته است که در آن از بازی برای ایجاد ارتباط درمانی، شناخت هیجانها، تمرین رفتارهای سازگارانه و کمک به کودک برای بیان تجربههایی استفاده میشود که ممکن است توضیح کلامی آنها دشوار باشد. این روش معمولاً توسط روانشناس کودک، مشاور یا درمانگری انجام میشود که در زمینه رشد کودک و رویکردهای بازیدرمانی آموزش تخصصی دیده است.
کودک ممکن است در بازی، موقعیتهای زندگی واقعی را بازسازی کند، نقش افراد مختلف را بپذیرد یا داستانهایی بسازد که بخشی از نگرانیهای او را نشان میدهند. بااینحال، هر رفتار یا نماد در بازی الزاماً معنای ثابت و قطعی ندارد. برای مثال، انتخاب یک عروسک یا کشیدن یک تصویر بهتنهایی برای تشخیص مشکل کافی نیست. درمانگر باید الگوهای تکرارشونده، شرایط زندگی کودک، گزارش والدین و یافتههای ارزیابی را در کنار یکدیگر بررسی کند.
بازیدرمانی میتواند بهتنهایی یا در کنار روشهایی مانند رفتاردرمانی کودک، مشاوره والدین، گفتاردرمانی، کاردرمانی یا مداخلات آموزشی استفاده شود. تصمیم درباره ترکیب درمانها باید بر اساس نیاز واقعی کودک باشد، نه صرفاً بر اساس نام یک تشخیص یا توصیههای عمومی.
اهداف بازیدرمانی چیست؟
اهداف درمان برای هر کودک متفاوت است. ممکن است یک کودک برای کاهش اضطراب و ترس وارد درمان شود و کودک دیگری به کمک برای کنترل خشم، رعایت قوانین یا برقراری ارتباط نیاز داشته باشد. درمانگر پس از ارزیابی، اهداف مشخص و قابل پیگیری تعیین میکند.
- کمک به کودک برای شناخت و بیان احساسات
- کاهش اضطراب، ترس، تنش یا رفتارهای پرخاشگرانه
- تقویت توانایی حل مسئله و تصمیمگیری
- آموزش تنظیم هیجان و کنترل تکانه
- تقویت اعتمادبهنفس و احساس توانمندی
- بهبود ارتباط اجتماعی کودک و تعامل با همسالان
- تمرین نوبتگیری، همکاری و رعایت مرزها
- تقویت مهارت های ارتباطی در موقعیتهای روزمره
- رشد مهارت های شناختی مانند توجه، برنامهریزی و انعطافپذیری
- کمک به والدین برای درک بهتر رفتارها و نیازهای کودک
بازیدرمانی نباید به وعدههایی مانند درمان سریع یا رفع قطعی همه مشکلات منجر شود. سرعت پیشرفت به عوامل متعددی از جمله نوع مشکل، مدتزمان ایجاد آن، ثبات محیط خانواده، حضور منظم در جلسات و همکاری والدین بستگی دارد.
انواع بازیدرمانی چگونه انتخاب میشوند؟
انتخاب روش مناسب با یک جلسه بازی ساده انجام نمیشود. درمانگر معمولاً درباره سابقه رشد کودک، روابط خانوادگی، وضعیت تحصیلی، رفتار در خانه و مدرسه، تجربههای پراسترس و درمانهای قبلی اطلاعات جمعآوری میکند. در صورت نیاز، با والدین، معلم یا سایر متخصصان نیز گفتوگو میشود.
برخی کودکان به آزادی بیشتری برای هدایت بازی نیاز دارند، درحالیکه برخی دیگر از فعالیتهای مرحلهبندیشده و قوانین روشن سود میبرند. کودک دارای اضطراب شدید ممکن است ابتدا به ایجاد احساس امنیت نیاز داشته باشد، اما کودکی که در رعایت نوبت یا کنترل تکانه مشکل دارد ممکن است به بازیهای هدفمند و بازخورد مستقیمتر نیاز پیدا کند.
| نوع بازیدرمانی | نقش درمانگر | هدف اصلی | نمونه فعالیت |
|---|---|---|---|
| غیرهدایتی | پذیرنده و بازتابدهنده | خودابرازی و ایجاد امنیت | بازی آزاد با اسباببازی |
| هدایتی | فعال و برنامهریز | آموزش مهارت یا اصلاح رفتار | بازی قانونمند و نقشآفرینی |
| شناختی رفتاری | آموزشدهنده و هدایتکننده | تغییر فکر و رفتار ناسازگار | داستان، کارت هیجان و حل مسئله |
| خانوادگی | تسهیلکننده تعامل | بهبود رابطه اعضای خانواده | بازیهای همکاری والد و کودک |
| گروهی | هدایتکننده گروه | تمرین تعامل اجتماعی | بازی مشترک و نوبتگیری |
بازیدرمانی غیرهدایتی
در بازیدرمانی غیرهدایتی، کودک آزادی بیشتری برای انتخاب وسایل، موضوع بازی و شیوه ادامه آن دارد. درمانگر محیطی امن و قابل پیشبینی فراهم میکند، احساسات کودک را بازتاب میدهد و بدون قضاوت یا کنترل غیرضروری، بازی را دنبال میکند. این رویکرد با دیدگاههای انسانگرایانه و فعالیتهای ویرجینیا اکسلاین ارتباط دارد.
درمانگر در این روش منفعل نیست. او رفتار کودک را با دقت مشاهده میکند، مرزهای ایمنی را حفظ میکند و به کودک کمک میکند احساسات خود را بهتر بشناسد. برای مثال، اگر کودک در بازی بارها شخصیتی را تنها بگذارد، درمانگر نباید فوراً نتیجهگیری کند که کودک احساس طردشدگی دارد؛ بلکه میتواند احساس مشاهدهشده را به شکلی ساده بازتاب دهد و روند بازی را در جلسات مختلف بررسی کند.
این روش ممکن است برای کودکانی مناسب باشد که در بیان کلامی احساسات مشکل دارند، بهسرعت مضطرب میشوند یا در برابر پرسشهای مستقیم مقاومت نشان میدهند. کودکان خجالتی، کودکانی که تغییرات خانوادگی را تجربه کردهاند یا کودکانی که برای ایجاد اعتماد به زمان بیشتری نیاز دارند، ممکن است از فضای غیرهدایتی بهره ببرند.
محدودیت این روش آن است که برای برخی اهداف آموزشی یا رفتاری، به ساختار بیشتری نیاز است. اگر کودک باید مهارتی مشخص مانند رعایت نوبت، تحمل ناکامی یا استفاده از راهکار آرامسازی را یاد بگیرد، درمانگر ممکن است در کنار بازی آزاد از فعالیتهای هدایتشده نیز استفاده کند.
بازیدرمانی هدایتی
در بازیدرمانی هدایتی، درمانگر بر اساس هدف درمان، بازی یا فعالیت مشخصی را انتخاب میکند. کودک همچنان در فرایند مشارکت دارد، اما مسیر جلسه کاملاً آزاد نیست. درمانگر ممکن است قوانین بازی را توضیح دهد، یک موقعیت نمایشی بسازد، از کارتهای تصویری استفاده کند یا از کودک بخواهد راهحلهای مختلف یک مسئله را امتحان کند.
برای نمونه، در برنامه افزایش تمرکز کودک میتوان از بازیهایی استفاده کرد که نیازمند دنبالکردن دستور، حفظ ترتیب، توقف پاسخ یا توجه به جزئیات هستند. هدف صرفاً برندهشدن در بازی نیست؛ بلکه درمانگر میخواهد کودک مهارتی را در شرایط کنترلشده تمرین کند و سپس آن را به خانه یا مدرسه انتقال دهد.
این روش ممکن است برای کودکانی که قوانین را نادیده میگیرند، در شروع و پایان فعالیت مشکل دارند یا نیازمند آموزش مستقیم مهارتهای اجتماعی هستند، کاربرد داشته باشد. در کودکان دارای بیش فعالی کودک نیز بازیهای ساختاریافته میتوانند بخشی از برنامه درمان باشند؛ اما بازیدرمانی بهتنهایی جایگزین ارزیابی جامع، آموزش والدین، مداخلات مدرسه یا درمان پزشکی در موارد لازم نیست.
نمونه فعالیتهای هدایتی
- بازیهای نوبتی برای تمرین صبر و رعایت قواعد
- نقشآفرینی برای تمرین درخواست کمک یا دفاع محترمانه از خود
- بازی توقف و حرکت برای تمرین کنترل تکانه
- داستانسازی برای یافتن راهحلهای مختلف
- بازیهای همکاری برای کاهش رقابت ناسالم و تقویت مشارکت
بازیدرمانی شناختی رفتاری
بازیدرمانی شناختی رفتاری یا CBPT، اصول شناختدرمانی و رفتاردرمانی را با فعالیتهای متناسب با سن کودک ترکیب میکند. در این رویکرد، درمانگر به کودک کمک میکند ارتباط میان موقعیت، فکر، احساس و رفتار را به زبان ساده درک کند. چون توضیح مستقیم این مفاهیم برای کودکان خردسال دشوار است، از عروسک، داستان، نقاشی، کارت هیجان و بازیهای نمایشی استفاده میشود.
برای مثال، کودکی که از اشتباهکردن میترسد ممکن است فکر کند: «اگر جوابم غلط باشد، همه مرا مسخره میکنند.» درمانگر میتواند این موقعیت را با عروسکها بازسازی کند، احتمالهای دیگر را بررسی کند و پاسخهای سازگارانهتری مانند درخواست کمک یا امتحان دوباره را تمرین دهد.
در بازی درمانی برای ترس کودکان، مواجهه باید تدریجی، قابل تحمل و تحت هدایت متخصص باشد. قرار دادن ناگهانی کودک در موقعیت ترسناک یا مجبورکردن او به انجام کاری که آمادگی آن را ندارد، میتواند اضطراب را بیشتر کند. درمانگر معمولاً از داستان، بازی نمادین، آموزش تنفس، درجهبندی ترس و تمرین مرحلهای استفاده میکند.
این رویکرد میتواند برای اضطراب، برخی ترسها، مشکلات رفتاری، ضعف در حل مسئله و دشواری تنظیم هیجان مفید باشد. موفقیت آن به تمرین خارج از جلسه نیز وابسته است؛ بنابراین والدین ممکن است راهکارهایی مشخص برای استفاده در خانه دریافت کنند.
بازیدرمانی روانتحلیلی و انسانگرایانه
بازیدرمانی روانتحلیلی
در رویکرد روانتحلیلی، بازی راهی برای مشاهده تعارضها، اضطرابها، دفاعهای روانی و الگوهای رابطهای کودک در نظر گرفته میشود. ریشههای این دیدگاه با نظریات روانکاوی و فعالیتهای افرادی مانند آنا فروید و ملانی کلاین مرتبط است. درمانگر به روند بازی، نقشهایی که کودک انتخاب میکند، تکرار موضوعات و نحوه ارتباط او با درمانگر توجه میکند.
تفسیر در این روش باید محتاطانه و متناسب با ظرفیت رشدی کودک باشد. نمیتوان هر نماد را دارای یک معنای جهانی دانست. برای مثال، هیولا در بازی ممکن است برای یک کودک نشانه ترس باشد و برای کودک دیگر فقط شخصیت موردعلاقه یک داستان. نتیجهگیری معتبر تنها با بررسی زمینه زندگی کودک و تکرار الگوها امکانپذیر است.
بازیدرمانی انسانگرایانه
بازیدرمانی انسانگرایانه بر همدلی، پذیرش، اصالت و رابطه امن میان درمانگر و کودک تأکید دارد. این رویکرد از دیدگاههای کارل راجرز و درمان مراجعمحور تأثیر گرفته است. درمانگر تلاش میکند فضایی فراهم کند که کودک بدون ترس از سرزنش، احساسات خود را تجربه و بیان کند.
پذیرش در این روش به معنای مجازبودن هر رفتاری نیست. درمانگر احساس کودک را میپذیرد، اما برای رفتارهای آسیبزا یا خطرناک مرز مشخص تعیین میکند. برای مثال، خشم کودک پذیرفته میشود، ولی آسیبزدن به خود، درمانگر یا وسایل مجاز نیست. این مرزبندی به کودک کمک میکند تفاوت میان احساس و رفتار را یاد بگیرد.
بازیدرمانی خانوادگی
در بازیدرمانی خانوادگی، والدین، خواهر و برادر یا سایر اعضای مؤثر خانواده ممکن است در بخشی از جلسات حضور داشته باشند. هدف این روش فقط مشاهده کودک نیست؛ بلکه الگوهای ارتباطی، شیوه حل تعارض، مرزهای خانوادگی و نحوه پاسخ والدین به رفتار کودک نیز بررسی میشود.
درمانگر ممکن است بازیهایی طراحی کند که اعضای خانواده برای انجام آنها به همکاری، گوشدادن، تقسیم مسئولیت یا هماهنگی نیاز داشته باشند. نوع واکنش افراد در بازی میتواند فرصت مناسبی برای آموزش باشد. برای مثال، ممکن است مشخص شود یکی از والدین خیلی زود مسئولیت کودک را بر عهده میگیرد یا کودک برای جلب توجه، قواعد بازی را برهم میزند.
این رویکرد در شرایطی مانند تعارض والد و کودک، حسادت میان خواهر و برادرها، تغییر ساختار خانواده، طلاق، ورود عضو جدید یا ضعف ارتباط خانوادگی قابل استفاده است. البته حضور اعضای خانواده باید با هدف درمانی روشن انجام شود؛ حضور بدون برنامه ممکن است باعث اضطراب یا کاهش آزادی کودک در بیان احساسات شود.
بازیدرمانی گروهی
در بازیدرمانی گروهی، چند کودک با سن و نیازهای نسبتاً مشابه در یک گروه کوچک شرکت میکنند. درمانگر ساختار جلسه را مدیریت میکند و موقعیتهایی برای تعامل، همکاری، نوبتگیری، حل اختلاف و بیان محترمانه خواستهها ایجاد میکند.
این روش میتواند برای کودکانی مفید باشد که در ارتباط اجتماعی کودک مشکل دارند، در جمع بسیار خجالتی هستند، بهسرعت عصبانی میشوند یا نمیتوانند قواعد مشترک را رعایت کنند. کودک در گروه فقط درباره یک مهارت صحبت نمیکند، بلکه آن را در ارتباط واقعی با همسالان تمرین میکند.
گروه باید از نظر تعداد اعضا، سن، سطح رشدی و نوع مشکل بهدرستی تشکیل شود. قراردادن کودک بسیار پرخاشگر در گروهی بدون ساختار یا ترکیب کودکانی با نیازهای کاملاً متفاوت، ممکن است نتیجه مناسبی نداشته باشد. درمانگر باید ایمنی روانی و جسمی اعضا را حفظ کند و از تبدیل جلسه به رقابت یا برچسبزنی جلوگیری کند.
مهارتهای قابل تمرین در گروه
- شروع و ادامه گفتوگو
- درخواستکردن به شیوه مناسب
- پذیرش باخت یا تغییر قانون
- انتظار برای رسیدن نوبت
- درک احساس و دیدگاه دیگران
- حل اختلاف بدون پرخاشگری
- همکاری برای رسیدن به هدف مشترک
بازیدرمانی هنری، شن و نمایش
بازیدرمانی هنری
در بازیدرمانی هنری از نقاشی، رنگ، خمیر، کلاژ، ساخت کاردستی و داستانپردازی برای تسهیل بیان هیجان استفاده میشود. این روش بهویژه برای کودکانی که کمحرف هستند یا توضیح مستقیم احساسات برایشان دشوار است، میتواند مناسب باشد.
نقاشی کودک نباید بدون بررسی تخصصی تفسیر قطعی شود. اندازه یک آدمک، استفاده از یک رنگ یا حذف یک عضو خانواده بهتنهایی نشانه تشخیص خاصی نیست. آنچه اهمیت دارد گفتوگوی درمانگر با کودک، روند خلق اثر، توضیح خود کودک و تکرار الگوها در طول زمان است.
بازی با شن
در بازی با شن، کودک با استفاده از شن، آب و مجسمههای کوچک صحنه یا دنیایی میسازد. این محیط میتواند تجربهای آرام و حسی ایجاد کند و به کودک امکان دهد داستانهایی را بدون وابستگی کامل به زبان بیان کند. درمانگر روند انتخاب و چیدمان وسایل را مشاهده میکند، اما نباید هر صحنه را بهصورت قطعی رمزگشایی کند.
بازی با شن ممکن است در کار با اضطراب، سوگ، تجربههای آسیبزا یا دشواریهای ارتباطی استفاده شود. در کودکانی که حساسیت حسی دارند، تماس با شن باید با احتیاط انجام شود؛ زیرا بعضی کودکان ممکن است از بافت شن ناراحت شوند و به ابزار جایگزین نیاز داشته باشند.
بازیدرمانی نمایشی
در بازیدرمانی نمایشی، کودک از نقشآفرینی، نمایش عروسکی، داستانسازی و تغییر نقشها برای بیان احساسات و تمرین پاسخهای تازه استفاده میکند. ایفای نقش به کودک اجازه میدهد یک موقعیت دشوار را از فاصلهای امن تجربه کند.
برای مثال، کودکی که از صحبتکردن در جمع میترسد میتواند ابتدا نقش یک عروسک را بازی کند، سپس با درمانگر گفتوگو کند و بهتدریج موقعیتهای واقعیتر را تمرین کند. این فعالیتها میتوانند به تقویت اعتمادبهنفس، انعطافپذیری و مهارت های ارتباطی کمک کنند.
بازیدرمانی برای چه مشکلاتی استفاده میشود؟
بازیدرمانی ممکن است در برنامه درمانی کودکان دارای مشکلات هیجانی، رفتاری یا ارتباطی قرار گیرد. وجود یک مشکل به این معنا نیست که بازیدرمانی حتماً بهترین یا تنها انتخاب است. ابتدا باید علتهای احتمالی بررسی شوند.
- اضطراب، نگرانی و برخی ترسهای دوران کودکی
- پرخاشگری، نافرمانی و دشواری کنترل خشم
- مشکل در برقراری رابطه با همسالان
- کاهش اعتمادبهنفس یا احساس ناامنی
- تجربه سوگ، جدایی یا تغییرات مهم خانوادگی
- مشکلات سازگاری با مهدکودک یا مدرسه
- ضعف در تنظیم هیجان و تحمل ناکامی
- مشکلات توجه، کنترل تکانه یا بیش فعالی کودک
- تجربههای آسیبزا تحت نظر درمانگر آموزشدیده
- ضعف در حل مسئله و مهارت های شناختی
برخی رفتارها ممکن است از مشکلات دیگری مانند اختلال زبان، کمشنوایی، دشواری پردازش حسی، مشکلات یادگیری یا شرایط پزشکی ناشی شوند. برای مثال، کودکی که دستورها را انجام نمیدهد ممکن است لزوماً لجباز نباشد و شاید در درک زبان یا شنیدن مشکل داشته باشد. در چنین شرایطی، ارزیابی چندجانبه اهمیت زیادی دارد.
نقش والدین در موفقیت بازیدرمانی
والدین معمولاً بخش مهمی از فرایند درمان هستند، حتی اگر داخل اتاق بازی حضور نداشته باشند. درمانگر ممکن است از والدین بخواهد رفتارهای مشخصی را ثبت کنند، شیوه واکنش به خشم یا اضطراب کودک را تغییر دهند یا بازیهای کوتاهی را در خانه انجام دهند.
پرسوجوی مکرر از کودک درباره جزئیات جلسه توصیه نمیشود. سؤالهایی مانند «به درمانگر چه گفتی؟» یا «امروز درباره من بازی کردی؟» ممکن است احساس امنیت کودک را کاهش دهد. بهتر است والدین اجازه دهند کودک در صورت تمایل درباره تجربه خود صحبت کند و سؤالات تخصصی را مستقیماً از درمانگر بپرسند.
ثبات قوانین خانه نیز اهمیت دارد. اگر درمانگر در جلسه روی کنترل پرخاشگری یا رعایت نوبت کار کند، اما قوانین خانه دائماً تغییر کنند، تعمیم مهارت دشوار میشود. والدین باید راهکارهای پیشنهادی را بهصورت منظم و بدون تنبیه شدید اجرا کنند.
والدین چه انتظاری داشته باشند؟
- در جلسات اولیه ممکن است بیشتر زمان صرف ایجاد اعتماد شود.
- تغییر رفتار معمولاً تدریجی است و همیشه خطی پیش نمیرود.
- گاهی پیش از بهبود، کودک احساسات خود را آشکارتر نشان میدهد.
- درمانگر باید اهداف و روند کلی را برای والدین توضیح دهد.
- اطلاعات خصوصی کودک با رعایت اصول حرفهای مدیریت میشود.
- در صورت نبود پیشرفت، روش درمان باید دوباره ارزیابی شود.
تفاوت بازیدرمانی با بازی معمولی
بازی معمولی برای رشد، لذت، یادگیری و ارتباط کودک ضروری است، اما هر بازی روزانه بازیدرمانی محسوب نمیشود. بازیدرمانی دارای هدف مشخص، چارچوب حرفهای، زمانبندی، ارزیابی و رابطه درمانی است. درمانگر بر اساس آموزش تخصصی میداند چه زمانی مداخله کند، چه زمانی سکوت کند و چگونه مرزهای جلسه را حفظ کند.
انجام چند بازی آموزشی در خانه میتواند مفید باشد، اما جایگزین درمان تخصصی نیست. والدین میتوانند با بازی مشترک، گوشدادن، دنبالکردن علایق کودک و کاهش انتقاد، رابطه خود را تقویت کنند. بااینحال، در مشکلات پایدار یا شدید، استفاده از توصیههای عمومی اینترنتی ممکن است کافی نباشد.
چه زمانی باید برای ارزیابی تخصصی اقدام کرد؟
اگر رفتار یا هیجان کودک برای چند هفته ادامه پیدا کرده، در خانه و مدرسه اختلال ایجاد میکند یا باعث آسیب به خود و دیگران میشود، ارزیابی تخصصی ضروری است. همچنین پسرفت ناگهانی، ترس شدید، تغییر چشمگیر خواب و اشتها، انزوای اجتماعی، پرخاشگری غیرمعمول یا واکنشهای شدید پس از یک اتفاق آسیبزا نباید نادیده گرفته شود.
درمانگر باید پیش از شروع جلسات، درباره اهداف، روش کار، مدت تقریبی هر جلسه، نحوه مشارکت والدین و معیارهای بررسی پیشرفت توضیح دهد. والدین نیز حق دارند درباره تحصیلات، آموزش تخصصی و تجربه درمانگر در کار با کودکان سؤال کنند.
اگر کودک همزمان در گفتار، زبان، توجه، مهارتهای حرکتی، یادگیری یا پردازش حسی مشکل دارد، ممکن است ارزیابی متخصصان دیگر نیز لازم باشد. در مرکز گفتاردرمانی و کاردرمانی روزبه رضایی، نوع ارزیابی و مسیر ارجاع باید متناسب با نشانههای واقعی کودک تعیین شود و هیچ مداخلهای بدون بررسی نیازهای او انتخاب نشود.
جمعبندی
بازیدرمانی روشی تخصصی برای کمک به کودکان در بیان احساسات، شناخت تجربههای درونی و تمرین مهارتهای سازگارانه است. بازیدرمانی غیرهدایتی، هدایتی، شناختی رفتاری، روانتحلیلی، انسانگرایانه، خانوادگی، گروهی، هنری، شن و نمایشی از مهمترین رویکردهای این حوزه هستند.
هیچیک از این روشها برای همه کودکان بهترین انتخاب نیست. نوع مداخله باید با توجه به سن، سطح رشد، مشکل اصلی، شرایط خانواده و نتیجه ارزیابی انتخاب شود. گاهی ترکیب بازی درمانی کودک با رفتاردرمانی کودک، آموزش والدین یا سایر خدمات تخصصی نتیجه مناسبتری ایجاد میکند.
مهمترین عوامل در موفقیت درمان، رابطه امن میان کودک و درمانگر، اهداف روشن، مشارکت آگاهانه والدین و ارزیابی منظم پیشرفت هستند. بازی میتواند مسیر ارتباط با دنیای درونی کودک را باز کند، اما تفسیر و درمان این دنیا باید با دانش تخصصی، احتیاط و احترام به تفاوتهای فردی انجام شود.