مقدمه
بعضی کودکان به صداهای معمولی واکنش شدیدی نشان میدهند، از لمس لباس یا شانهکردن مو ناراحت میشوند، دائماً در حال پریدن و چرخیدن هستند یا برای نشستن، تمرکزکردن و انجام فعالیتهای روزمره مشکل دارند. این رفتارها همیشه به معنای لجبازی، بیتوجهی یا ضعف تربیتی نیستند و در برخی موارد میتوانند با نحوه دریافت و پردازش اطلاعات حسی ارتباط داشته باشند.
کاردرمانی حسی یکی از حوزههای تخصصی کاردرمانی کودکان است که به بررسی رابطه میان پردازش حسی، حرکت، رفتار، یادگیری و مشارکت کودک میپردازد. هدف این درمان صرفاً عادتدادن کودک به صدا، لمس یا حرکت نیست؛ بلکه کاردرمانگر تلاش میکند به کودک کمک کند ورودیهای حسی را بهتر سازماندهی کند و در فعالیتهایی مانند بازی، لباسپوشیدن، غذاخوردن، حضور در کلاس و ارتباط با دیگران عملکرد مناسبتری داشته باشد.
با این حال، هر حساسیت یا علاقه شدید به حرکت به معنای وجود اختلال پردازش حسی نیست. تشخیص نیاز کودک باید بر اساس ارزیابی تخصصی، مشاهده رفتار در محیطهای مختلف و بررسی تأثیر مشکلات بر زندگی روزمره انجام شود. استفاده بدون ارزیابی از وسایل حسی یا اجرای تمرینهای عمومی ممکن است برای بعضی کودکان بیاثر و حتی نامناسب باشد.
کاردرمانی حسی چیست؟
کاردرمانی حسی یا درمان مبتنی بر یکپارچگی حسی، رویکردی است که به نحوه دریافت، تفسیر و سازماندهی پیامهای حسی در مغز توجه میکند. کودک در هر لحظه اطلاعات زیادی از پوست، عضلات، مفاصل، گوش داخلی، چشمها، گوشها، دهان و سایر بخشهای بدن دریافت میکند. مغز باید این اطلاعات را اولویتبندی کند تا کودک بتواند پاسخ متناسبی نشان دهد.
برای مثال، کودک هنگام نشستن در کلاس باید صدای معلم را از صداهای محیط جدا کند، وضعیت بدن خود را روی صندلی حفظ کند، حرکت مداد را کنترل کند و همزمان به دستور توجه داشته باشد. اگر پردازش بعضی ورودیهای حسی برای او دشوار باشد، ممکن است زود خسته شود، از جایش بلند شود، دستهایش را روی گوش بگذارد یا نتواند تکلیف را ادامه دهد.
در کاردرمانی حسی، فعالیتها بر اساس نیاز کودک انتخاب میشوند و معمولاً شکل بازی دارند. تابخوردن، بالا رفتن، هلدادن، کشیدن، لمس بافتها، عبور از مسیر حرکتی و بازی با وسایل مختلف ممکن است بخشی از جلسه باشند، اما ارزش درمانی آنها به هدف، شدت، ترتیب و نحوه اجرای فعالیت بستگی دارد. چند بازی حسی پراکنده را نمیتوان معادل یک برنامه تخصصی یکپارچگی حسی دانست.
تاریخچه نظریه یکپارچگی حسی
نظریه یکپارچگی حسی در دهه ۱۹۷۰ میلادی توسط آنا جین آیرز، کاردرمانگر و روانشناس تربیتی آمریکایی، مطرح شد. او با مطالعه رفتار، یادگیری و پاسخهای حرکتی کودکان به این نتیجه رسید که عملکرد مناسب مغز فقط به سالمبودن اندامهای حسی وابسته نیست، بلکه نحوه سازماندهی پیامهای حسی نیز اهمیت دارد.
آیرز معتقد بود برخی کودکان اطلاعات حسی را دریافت میکنند، اما مغز آنها در مرتبسازی، ترکیب یا استفاده مناسب از این اطلاعات دشواری دارد. این مشکل میتواند بر برنامهریزی حرکت، توجه، بازی، مهارتهای روزمره و یادگیری اثر بگذارد. بر اساس این دیدگاه، فعالیتهای حسی هدفمند و متناسب میتوانند فرصتهایی برای ایجاد پاسخهای سازگارانه فراهم کنند.
امروزه اصطلاح یکپارچگی حسی آیرز به یک رویکرد مشخص و ساختارمند اشاره دارد. این رویکرد باید توسط کاردرمانگر آموزشدیده، در محیط مناسب و با هدفهای عملکردی اجرا شود. هر فعالیتی که در آن از شن، تاب، توپ یا بافت استفاده شود، الزاماً درمان یکپارچگی حسی محسوب نمیشود.
سیستمهای حسی درگیر در پردازش حسی
حس لامسه
حس لامسه اطلاعات مربوط به تماس، فشار، بافت، دما و درد را از طریق پوست دریافت میکند. کودک از این سیستم برای تشخیص اشیا، تحمل لباس، شستوشو، کوتاهکردن ناخن، بازی با مواد مختلف و حفظ ایمنی استفاده میکند. حساسیت زیاد ممکن است به شکل دوری از بعضی لباسها، نپذیرفتن لمس صورت یا ناراحتی از کثیفشدن دستها دیده شود.
حس وستیبولار یا تعادل
سیستم وستیبولار در گوش داخلی قرار دارد و اطلاعات مربوط به حرکت، جهت، سرعت و تعادل را پردازش میکند. این حس در حفظ وضعیت بدن، راهرفتن، پریدن، بالارفتن و هماهنگی چشم و سر نقش دارد. بعضی کودکان از حرکت میترسند و بعضی دیگر دائماً به دنبال چرخیدن، تابخوردن یا پریدن هستند.
حس عمقی
حس عمقی یا پروپریوسپتیو اطلاعات مربوط به وضعیت عضلات، مفاصل و اندامها را به مغز میرساند. این سیستم به کودک کمک میکند بدون نگاهکردن بداند دست یا پایش در چه وضعیتی قرار دارد و چه مقدار نیرو برای گرفتن، هلدادن یا نوشتن نیاز است. فشار بیشازحد مداد، برخورد با اشیا یا تمایل زیاد به بازیهای سنگین میتواند با نیازهای این سیستم ارتباط داشته باشد.
حس درونی بدن
حس درونی یا اینتروسپشن به درک پیامهایی مانند گرسنگی، تشنگی، نیاز به دستشویی، ضربان قلب، خستگی و تغییرات هیجانی مربوط است. دشواری در این حوزه ممکن است باعث شود کودک دیر متوجه نیازهای بدن شود یا نتواند نشانههای شروع اضطراب و بیقراری را تشخیص دهد.
بینایی و شنوایی
سیستم بینایی فقط به دیدن واضح محدود نیست و در دنبالکردن اشیا، تشخیص تفاوتها، توجه به اطلاعات مهم و هماهنگی چشم و دست نقش دارد. سیستم شنوایی نیز به مغز کمک میکند صداها را تشخیص دهد، گفتار را از صدای پسزمینه جدا کند و شدت و جهت صدا را تفسیر کند.
بویایی و چشایی
بو و مزه بر تغذیه، ایمنی و تجربه روزمره کودک اثر میگذارند. حساسیت شدید به بو یا طعم ممکن است در غذاخوردن، حضور در آشپزخانه یا تحمل محیطهای مختلف مشکل ایجاد کند. مشکلات تغذیه همیشه صرفاً حسی نیستند و در صورت وجود سرفه، خفگی، درد یا کاهش وزن باید حوزههای پزشکی و بلع نیز بررسی شوند.
اختلال پردازش حسی چگونه دیده میشود؟
اختلال پردازش حسی اصطلاحی است که برای توصیف دشواری پایدار در دریافت، تنظیم یا پاسخ به محرکهای حسی استفاده میشود. نشانهها میتوانند در هر کودک متفاوت باشند. یک کودک ممکن است به لمس و صدا حساس باشد، درحالیکه کودک دیگر برای حفظ هوشیاری و توجه به حرکت و فشار بیشتری نیاز داشته باشد.
مشکلات حسی معمولاً در سه الگوی کلی دیده میشوند: واکنش بیشازحد، واکنش کمتر از انتظار و جستوجوی حسی. این الگوها ممکن است در یک کودک همزمان وجود داشته باشند. برای مثال، کودک میتواند نسبت به صدا حساس باشد اما دائماً به دنبال حرکت و پریدن باشد.
| الگوی پاسخ حسی | نمونه رفتار | تأثیر احتمالی بر زندگی |
|---|---|---|
| حساسیت بیشازحد | پوشاندن گوشها، دوری از لمس یا ترس از حرکت | اجتناب از کلاس، بازی، لباس یا مراقبت شخصی |
| واکنش کمتر از انتظار | توجهنکردن به صدا، درد یا کثیفشدن صورت | کاهش آگاهی، کندی پاسخ یا مشکلات ایمنی |
| جستوجوی حسی | پریدن، برخوردکردن، جویدن وسایل یا حرکت مداوم | دشواری در نشستن، تمرکز و بازی سازمانیافته |
| مشکل تمایز حسی | تشخیص دشوار موقعیت بدن یا مقدار نیرو | ناهماهنگی حرکتی و استفاده نامناسب از وسایل |
وجود یک یا دو رفتار حسی بهتنهایی برای نتیجهگیری کافی نیست. بسیاری از کودکان در دورههایی به صدا، لباس، غذا یا حرکت واکنش متفاوتی نشان میدهند. زمانی ارزیابی اهمیت بیشتری پیدا میکند که این رفتارها شدید، مداوم و در چند محیط دیده شوند و مشارکت کودک را محدود کنند.
نشانههایی که ممکن است به ارزیابی نیاز داشته باشند
- واکنش شدید و مکرر به صداهای معمولی مانند جاروبرقی، سشوار یا زنگ مدرسه
- ناراحتی زیاد از لباس، برچسب لباس، شانهکردن مو یا کوتاهکردن ناخن
- ترس غیرعادی از تاب، سرسره، پله یا جداشدن پاها از زمین
- نیاز مداوم به دویدن، پریدن، چرخیدن، برخوردکردن یا فشارآوردن
- جویدن لباس، مداد یا وسایل به شکل مکرر و شدید
- بیتوجهی به درد، سرما، گرما یا کثیفشدن بدن
- دشواری در حفظ تعادل، هماهنگی حرکتی یا یادگیری فعالیتهای جدید
- مشکل در نشستن، انجام تکلیف یا حضور در محیطهای شلوغ
- واکنشهای هیجانی شدید هنگام تغییر محیط یا افزایش محرکها
- محدودشدن بازی، خواب، غذاخوردن، لباسپوشیدن یا حضور در مدرسه
این نشانهها اختصاصی یک مشکل خاص نیستند. مشکلات شنوایی، بینایی، اضطراب، اختلالات رشدی، مشکلات توجه، درد، کمخوابی و عوامل محیطی نیز میتوانند رفتار مشابهی ایجاد کنند. بنابراین تشخیص نباید فقط بر اساس یک چکلیست اینترنتی انجام شود.
ارزیابی کاردرمانی حسی چگونه انجام میشود؟
ارزیابی با گفتوگو با والدین و جمعآوری اطلاعات درباره رشد کودک، سابقه پزشکی، خواب، تغذیه، بازی، رفتار، مدرسه و فعالیتهای روزمره آغاز میشود. کاردرمانگر بررسی میکند کودک در چه موقعیتهایی بیشترین دشواری را دارد و چه عواملی باعث آرامش یا بیقراری او میشوند.
در مرحله بعد، عملکرد کودک هنگام بازی و حرکت مشاهده میشود. تعادل، هماهنگی دوطرفه، برنامهریزی حرکتی، کنترل وضعیت بدن، مهارتهای ظریف، نحوه واکنش به لمس، حرکت و فشار و توانایی تنظیم سطح هوشیاری مورد بررسی قرار میگیرند. ممکن است از پرسشنامههای والدین و مربیان یا ابزارهای استاندارد نیز استفاده شود.
نتیجه ارزیابی نباید فقط به یک برچسب حسی ختم شود. کاردرمانگر باید مشخص کند مشکلات مشاهدهشده چگونه بر عملکرد کودک اثر میگذارند. برای مثال، هدف درمان ممکن است تحمل بهتر لباس، نشستن در کلاس، شرکت در بازی گروهی، یادگیری دوچرخهسواری یا مستقلشدن در مراقبت شخصی باشد.
گاهی ارجاع به شنواییشناس، چشمپزشک، متخصص رشد، روانشناس، گفتاردرمانگر یا پزشک ضروری است. همکاری چندتخصصی زمانی اهمیت دارد که کودک همزمان مشکلات ارتباطی، حرکتی، رفتاری یا یادگیری داشته باشد.
جلسات کاردرمانی حسی چگونه برگزار میشوند؟
جلسه معمولاً در محیطی ایمن و مجهز برگزار میشود و فعالیتها متناسب با سن، علایق و توانایی کودک انتخاب میشوند. درمانگر تلاش میکند چالشی ایجاد کند که نه آنقدر آسان باشد که یادگیری رخ ندهد و نه آنقدر دشوار باشد که کودک آشفته یا درمانده شود.
تاب، توپ، تشک، تونل، مسیر تعادلی، نردبان، طناب، وسایل هلدادنی و مواد دارای بافت ممکن است در جلسه استفاده شوند. ابزار بهتنهایی درمان ایجاد نمیکند. درمانگر باید پاسخ کودک را بهطور مداوم مشاهده کند و شدت، مدت و ترتیب فعالیت را تغییر دهد.
برای مثال، فعالیتهای دارای فشار عضلانی و مفصلی ممکن است برای بعضی کودکان به تنظیم سطح هوشیاری کمک کنند، درحالیکه حرکت چرخشی شدید میتواند کودک دیگری را بیقرارتر کند. به همین دلیل، تقلید تمرینهای فضای مجازی بدون شناخت نیازهای کودک توصیه نمیشود.
فعالیتهای حرکتی درشت
بالارفتن، خزیدن، پریدن، حملکردن و عبور از مسیرهای حرکتی برای تقویت تعادل، هماهنگی و رشد حرکتی کودک استفاده میشوند. این فعالیتها باید هدفمند باشند و در جهت بهبود مشارکت کودک در بازی و زندگی روزمره طراحی شوند.
فعالیتهای لامسهای
بازی با مواد مختلف مانند خمیر، ماسه یا بافتها ممکن است برای افزایش تحمل و تمایز لمسی استفاده شود. کودک نباید به اجبار در معرض محرکی قرار بگیرد که برای او آزاردهنده است. مواجهه باید تدریجی، قابلکنترل و همراه با احساس امنیت باشد.
فعالیتهای برنامهریزی حرکتی
در این تمرینها کودک باید یک حرکت جدید را تصور، برنامهریزی و اجرا کند. ساخت مسیر، تقلید حرکت، عبور از مانع و بازیهای چندمرحلهای میتوانند در تقویت توانایی سازماندهی حرکت مفید باشند.
اهداف کاردرمانی حسی چیست؟
هدف اصلی کاردرمانی حسی کاهش یک رفتار منفرد نیست، بلکه افزایش مشارکت کودک در فعالیتهای واقعی است. درمان باید به تغییری منجر شود که در خانه، مدرسه، بازی یا مراقبت شخصی قابل مشاهده باشد.
- بهبود تنظیم سطح هوشیاری و واکنش به محرکهای محیطی
- افزایش تحمل فعالیتهای روزمره مانند لباسپوشیدن و شستوشو
- تقویت تعادل، هماهنگی و برنامهریزی حرکتی
- کمک به افزایش تمرکز کودک در فعالیتهای متناسب با سن
- بهبود توانایی حضور در بازی و فعالیتهای گروهی
- کاهش اجتناب یا جستوجوی حسی مختلکننده
- افزایش استقلال در فعالیتهای شخصی و تحصیلی
- آموزش راهبردهای تنظیمی به کودک، والدین و مربیان
هدف افزایش تمرکز کودک نباید فقط به معنای وادارکردن او به نشستن طولانی باشد. ممکن است ابتدا لازم باشد محیط، نوع تکلیف، مدت فعالیت یا فرصتهای حرکتی اصلاح شوند تا کودک بتواند عملکرد بهتری نشان دهد.
کاردرمانی حسی برای چه کودکانی استفاده میشود؟
اوتیسم در کودکان
تفاوتهای پردازش حسی در اوتیسم در کودکان شایع است. کودک ممکن است نسبت به صدا، نور، لمس یا بو حساس باشد یا به حرکت و فشار بیشتری نیاز داشته باشد. کاردرمانی اوتیسم میتواند بر تنظیم حسی، بازی، استقلال و مشارکت تمرکز کند، اما درمان حسی خود اوتیسم را از بین نمیبرد.
بیش فعالی کودک
بیش فعالی کودک ممکن است با حرکت زیاد، تکانشگری و دشواری در حفظ توجه همراه باشد. بعضی کودکان همزمان الگوهای حسی خاصی دارند، اما همه رفتارهای مربوط به بیشفعالی ناشی از مشکل حسی نیستند. برنامه کاردرمانی باید بر اساس ارزیابی و در هماهنگی با سایر درمانهای لازم طراحی شود.
اختلال یادگیری کودکان
برخی کودکان دارای اختلال یادگیری کودکان ممکن است همزمان در هماهنگی حرکتی، کنترل وضعیت بدن یا پردازش اطلاعات دیداری و شنیداری مشکل داشته باشند. کاردرمانی میتواند مهارتهای زیربنایی و عملکرد تحصیلی را حمایت کند، اما جای آموزش تخصصی خواندن، نوشتن یا ریاضی را نمیگیرد.
تأخیر رشدی و حرکتی
در کودکانی که رشد حرکتی کودک با تأخیر همراه است، ممکن است کاردرمانی بر تعادل، قدرت، هماهنگی، برنامهریزی حرکت و استقلال روزمره تمرکز کند. وجود تأخیر گفتار یا حرکت بهتنهایی اثباتکننده مشکل یکپارچگی حسی نیست و باید حوزههای مختلف رشد بررسی شوند.
اضطراب و مشکلات تنظیم هیجان
اضطراب میتواند حساسیت کودک به محرکها را افزایش دهد و محیطهای شلوغ را دشوارتر کند. از سوی دیگر، ناتوانی در مدیریت ورودیهای حسی نیز ممکن است موجب آشفتگی شود. تفکیک این عوامل نیازمند ارزیابی دقیق و گاهی همکاری کاردرمانگر و روانشناس است.
نقش والدین در درمان
والدین اطلاعات مهمی درباره رفتار کودک در خانه، مهمانی، فروشگاه، حمام و زمان خواب در اختیار درمانگر قرار میدهند. مشارکت خانواده کمک میکند هدفها واقعی و متناسب با زندگی کودک باشند. درمانی که فقط در اتاق کاردرمانی نتیجه بدهد و به خانه یا مدرسه منتقل نشود، اثربخشی محدودی دارد.
کاردرمانگر ممکن است تغییراتی در محیط پیشنهاد دهد؛ برای مثال کاهش صداهای اضافی، استفاده از لباس قابلتحملتر، ایجاد زمانهای حرکتی میان تکالیف یا آمادهکردن کودک پیش از ورود به محیط شلوغ. این تغییرات نباید به حذف کامل همه محرکها یا محدودکردن دائمی تجربههای کودک منجر شوند.
والدین بهتر است رفتار کودک را تنبیه یا مسخره نکنند. جملههایی مانند «این صدا که ترس ندارد» یا مجبورکردن کودک به تحمل لمس میتواند احساس ناامنی را افزایش دهد. در مقابل، پذیرش تجربه کودک به معنای کنارگذاشتن همه محدودیتها نیست؛ هدف آن است که با حمایت مناسب، تحمل و استقلال بهتدریج افزایش یابد.
تمرینات حسی کودک در خانه
تمرینات حسی کودک در خانه باید بر اساس ارزیابی و توصیه کاردرمانگر انتخاب شوند. یک فعالیت ممکن است برای کودکی آرامکننده و برای کودک دیگر تحریککننده باشد. برنامه خانگی بهتر است کوتاه، قابل اجرا و متصل به فعالیتهای واقعی مانند لباسپوشیدن، بازی، غذاخوردن و آمادهشدن برای مدرسه باشد.
فعالیتهایی مانند حمل وسایل سبک، هلدادن سبد، خمیربازی، عبور از مسیر ساده، بازیهای تعادلی و استراحتهای حرکتی ممکن است در برنامه بعضی کودکان قرار بگیرند. شدت و ایمنی فعالیت باید متناسب با سن و توان کودک باشد. وسایلی مانند تاب، توپ بزرگ، جلیقه وزنهدار یا پتوهای سنگین نباید بدون راهنمایی تخصصی استفاده شوند.
گاهی اصطلاح رژیم حسی برای برنامهای از فعالیتهای تنظیمی استفاده میشود. این برنامه نباید نسخه ثابتی برای تمام کودکان باشد. درمانگر باید مشخص کند هر فعالیت برای چه هدفی، در چه زمانی و با چه مدت و شدتی انجام شود و نتیجه آن چگونه سنجیده شود.
کاردرمانی حسی چقدر طول میکشد؟
تعداد جلسات و مدت درمان برای همه کودکان یکسان نیست. شدت مشکل، سن، وضعیت رشدی، اهداف عملکردی، همکاری کودک، شرایط خانواده و وجود مشکلات همراه بر طول درمان اثر میگذارند. تعیین یک تعداد ثابت جلسه پیش از ارزیابی حرفهای نیست.
پیشرفت باید بهصورت دورهای سنجیده شود. اگر کودک در فعالیت هدف تغییر قابل مشاهدهای ندارد، برنامه باید بازبینی شود. ادامهدادن طولانی یک درمان بدون هدف مشخص و بدون اندازهگیری نتیجه قابل دفاع نیست.
برخی تغییرات ممکن است ابتدا در جلسه دیده شوند و برای انتقال به خانه یا مدرسه به زمان بیشتری نیاز داشته باشند. از سوی دیگر، نوسان رفتار کودک در خستگی، بیماری یا محیط شلوغ طبیعی است و نباید هر تغییر کوتاهمدت به موفقیت یا شکست قطعی درمان نسبت داده شود.
محدودیتها و نکات علمی درمان
شواهد پژوهشی درباره مداخلات حسی یکسان نیستند. بعضی مطالعات برای اجرای دقیق یکپارچگی حسی آیرز در گروههای مشخص نتایج امیدوارکنندهای گزارش کردهاند، اما نمیتوان نتیجه را به تمام فعالیتهای حسی یا همه کودکان تعمیم داد.
برنامه باید دارای هدف عملکردی مشخص باشد. هدفهایی مانند «تنظیم مغز» یا «کاهش حسخواهی» بدون توضیح تغییر مورد انتظار کافی نیستند. بهتر است هدف به شکل قابل مشاهده تعریف شود؛ برای مثال کودک بتواند ده دقیقه در فعالیت کلاسی شرکت کند یا شستوشوی مو را با ناراحتی کمتری انجام دهد.
کاردرمانی حسی جای درمان پزشکی، روانشناختی، آموزشی یا گفتاردرمانی را نمیگیرد. در صورت وجود مشکل در چند حوزه، برنامه چندتخصصی ممکن است ضروری باشد. ادعای درمان قطعی اوتیسم، بیشفعالی، اضطراب یا اختلال یادگیری فقط با فعالیتهای حسی، مبنای علمی قابل اعتمادی ندارد.
چه زمانی باید به کاردرمانگر مراجعه کرد؟
مراجعه زمانی توصیه میشود که واکنشهای حسی یا مشکلات حرکتی، زندگی روزمره کودک را محدود کنند. لازم نیست والدین برای دریافت ارزیابی منتظر شدیدترشدن مشکلات بمانند. ارزیابی ممکن است نیاز به درمان منظم را نشان دهد یا فقط به چند راهکار محیطی و پیگیری دورهای منجر شود.
- کودک به دلیل حساسیت حسی از فعالیتهای روزمره اجتناب میکند.
- حرکت زیاد یا جستوجوی حسی، ایمنی و یادگیری او را مختل کرده است.
- در تعادل، هماهنگی یا یادگیری حرکات جدید مشکل دارد.
- لباسپوشیدن، حمامکردن، خواب یا غذاخوردن با تنش شدید همراه است.
- حضور در کلاس، مهمانی یا فضای شلوغ برای کودک بسیار دشوار است.
- والدین یا مربیان تفاوت پایدار و قابل توجهی در واکنشهای کودک مشاهده میکنند.
انتخاب کاردرمانگر باید بر اساس تحصیلات، تجربه، ارزیابی دقیق و شفافیت برنامه انجام شود. استفاده از وسایل جذاب یا اتاق مجهز بهتنهایی نشانه کیفیت درمان نیست. متخصص باید بتواند ارتباط میان هر فعالیت و هدف عملکردی کودک را توضیح دهد.
جمعبندی
کاردرمانی حسی رویکردی تخصصی برای کمک به کودکانی است که نحوه پردازش محرکهای حسی، حرکت، تنظیم هیجان یا مشارکت روزمره آنها با دشواری همراه است. این درمان بر سیستمهایی مانند لامسه، تعادل، حس عمقی، بینایی، شنوایی و حس درونی بدن توجه دارد.
نشانههای حسی باید در کنار رشد، رفتار، شنوایی، بینایی، یادگیری و شرایط محیطی بررسی شوند. وجود حساسیت به صدا، علاقه به حرکت یا بدغذایی بهتنهایی تشخیص قطعی ایجاد نمیکند. ارزیابی تخصصی مشخص میکند آیا مشکل حسی وجود دارد و این مشکل چگونه بر زندگی کودک اثر گذاشته است.
درمان مؤثر باید فردمحور، بازیمحور، ایمن و دارای هدفهای قابلاندازهگیری باشد. همکاری والدین، مدرسه و سایر متخصصان میتواند به انتقال مهارتها به زندگی واقعی کمک کند. هدف نهایی کاردرمانی حسی حذف تمام واکنشهای متفاوت کودک نیست؛ هدف آن است که کودک بتواند با استقلال، آرامش و مشارکت بیشتری در فعالیتهای مهم زندگی حضور داشته باشد.