گفتاردرمانی پس از سکته مغزی؛ درمان آفازی و گفتار

نویسنده : روزبه شنبه، 19 مهر 1404
گفتاردرمانی پس از سکته مغزی؛ درمان آفازی و گفتار

مقدمه

سکته مغزی زمانی رخ می‌دهد که خون‌رسانی به بخشی از مغز مسدود شود یا یکی از رگ‌های مغزی دچار خونریزی شود. پیامدهای آن به محل و وسعت آسیب بستگی دارد و ممکن است حرکت، حس، حافظه، توجه، بلع، گفتار یا زبان را درگیر کند. برای بعضی بیماران، نخستین مشکل آشکار این است که می‌دانند چه می‌خواهند بگویند اما واژه مناسب را پیدا نمی‌کنند؛ برخی دیگر صحبت اطرافیان را به‌درستی درک نمی‌کنند و گروهی نیز کلمات را می‌شناسند اما نمی‌توانند حرکات لازم برای بیان واضح آن‌ها را انجام دهند.

گفتاردرمانی پس از سکته مغزی فقط به تمرین تلفظ محدود نیست. آسیب‌شناس گفتار و زبان، توانایی درک و بیان، خواندن و نوشتن، وضوح گفتار، کیفیت صدا، شناخت ارتباطی و ایمنی بلع را ارزیابی می‌کند و سپس برنامه‌ای متناسب با نیازهای واقعی بیمار می‌سازد. هدف نهایی این است که فرد بتواند دوباره خواسته‌هایش را بیان کند، تصمیم بگیرد، در گفت‌وگوهای خانوادگی حضور داشته باشد و تا حد ممکن استقلال ارتباطی خود را بازیابد.

مسیر بهبود در همه افراد یکسان نیست. نوع سکته، شدت آسیب، وضعیت پزشکی، سن، خستگی، مشکلات بینایی یا شنوایی، توان شناختی، انگیزه، حمایت خانواده و مقدار تمرین بر نتیجه اثر می‌گذارند. به همین دلیل وعده بازگشت کامل گفتار در مدت مشخص علمی نیست؛ اما شروع ارزیابی و توانبخشی هدفمند می‌تواند فرصت‌های ارتباطی بیمار را به‌طور معناداری افزایش دهد.

سکته مغزی چگونه گفتار، زبان و بلع را درگیر می‌کند؟

گفتار و زبان دو مفهوم یکسان نیستند. زبان سامانه‌ای برای درک و انتقال معناست و شامل واژگان، جمله‌سازی، خواندن و نوشتن می‌شود. گفتار، اجرای حرکتی صداها و کلمات است. سکته ممکن است یکی از این بخش‌ها یا چند بخش را هم‌زمان درگیر کند. فردی ممکن است جمله را در ذهن داشته باشد اما عضلات گفتاری او ضعیف یا ناهماهنگ باشند؛ فرد دیگری ممکن است صدای واضحی داشته باشد اما نتواند مفهوم مناسب را انتخاب یا درک کند.

آسیب به شبکه‌های زبانی، به‌ویژه در نیمکره غالب مغز، می‌تواند به آفازی منجر شود. آسیب به مسیرهای حرکتی و عضلات درگیر در تنفس، آواسازی و تلفظ ممکن است دیس‌آرتری ایجاد کند. اختلال در برنامه‌ریزی توالی حرکات گفتار نیز می‌تواند باعث آپراکسی گفتار شود. افزون بر این، درگیری شبکه‌های عصبی و عضلات دهان و حلق ممکن است اختلال بلع پس از سکته را ایجاد کند. تشخیص دقیق این اختلال‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا تمرین مناسب برای هر کدام متفاوت است.

مهم‌ترین اختلالات ارتباطی پس از سکته

آفازی

آفازی یک اختلال اکتسابی زبان است که می‌تواند درک گفتار، بیان شفاهی، نامیدن، تکرار، خواندن یا نوشتن را مختل کند. بعضی افراد فقط در پیدا کردن کلمات مشکل دارند و برخی دیگر در چند حوزه زبانی دچار اختلال شدید هستند. آفازی به معنای کاهش هوش نیست. ممکن است بیمار مفهوم موقعیت را بفهمد، احساسات و تصمیم‌های خود را داشته باشد، اما نتواند آن‌ها را با زبان معمول بیان کند.

در تقسیم‌بندی‌های کلاسیک، آفازی بروکا معمولاً با گفتار کم، کند و تلاش‌مند و درک نسبتاً بهتر همراه است. در آفازی ورنیکه، گفتار ممکن است روان باشد اما واژه‌ها یا جمله‌ها معنای دقیق نداشته باشند و درک نیز آسیب دیده باشد. آفازی سراسری یا گلوبال می‌تواند هر دو حوزه درک و بیان را به‌شدت درگیر کند. با این حال، همه بیماران دقیقاً در این الگوها قرار نمی‌گیرند و برنامه درمان باید بر اساس عملکرد واقعی فرد تنظیم شود، نه فقط نام تشخیص.

دیس‌آرتری

دیس‌آرتری ناشی از ضعف، کندی یا ناهماهنگی عضلاتی است که برای تنفس، تولید صدا و تلفظ استفاده می‌شوند. گفتار ممکن است آهسته، بریده، کم‌حجم، تو دماغی یا نامفهوم شود. دیس‌آرتری پس از سکته لزوماً به معنای اختلال زبان نیست؛ بیمار ممکن است جمله را کاملاً بفهمد و بداند چه می‌خواهد بگوید، اما اجرای گفتاری او واضح نباشد.

آپراکسی گفتار

در آپراکسی گفتار، مشکل اصلی ضعف عضله نیست؛ مغز در برنامه‌ریزی و مرتب‌کردن حرکات دقیق گفتاری دشواری دارد. بیمار ممکن است برای شروع کلمه تلاش کند، صداها را جابه‌جا کند، یک واژه را هر بار به شکل متفاوتی بگوید یا در کلمات طولانی‌تر اشتباه بیشتری داشته باشد. آپراکسی گفتار پس از سکته می‌تواند به‌تنهایی یا همراه با آفازی و دیس‌آرتری دیده شود.

تفاوت آفازی، دیس‌آرتری و آپراکسی گفتار چیست؟

اختلالمشکل اصلینمونه نشانهتمرکز درمان
آفازیپردازش زبانمشکل در فهم، نامیدن، جمله‌سازی، خواندن یا نوشتنبازیابی زبان و ایجاد راه‌های مؤثر ارتباطی
دیس‌آرتریکنترل حرکتی گفتارگفتار ضعیف، کند، کم‌حجم یا نامفهومتنفس، صدا، تلفظ، سرعت و وضوح گفتار
آپراکسی گفتاربرنامه‌ریزی حرکات گفتاریتلاش برای شروع، خطاهای ناپایدار و دشواری در توالی صداهاتمرین هدفمند و تکراری توالی‌های گفتاری

این جدول فقط برای درک اولیه است. یک بیمار ممکن است بیش از یک اختلال داشته باشد و علائم او با خستگی، استرس یا پیچیدگی تکلیف تغییر کند. ارزیابی تخصصی برای جدا کردن مشکلات زبانی، حرکتی، شناختی و صوتی ضروری است.

چرا گفتاردرمانی پس از سکته مغزی ضروری است؟

توانبخشی سکته مغزی بر استفاده هدفمند از توانایی‌های باقی‌مانده و بازآموزی مهارت‌های آسیب‌دیده تکیه دارد. مغز پس از آسیب می‌تواند تا حدی شبکه‌های خود را سازمان‌دهی مجدد کند؛ این ویژگی انعطاف‌پذیری عصبی نام دارد. تمرین‌های تکراری، معنادار و متناسب با زندگی واقعی می‌توانند به فعال‌شدن مسیرهای مؤثرتر کمک کنند، اما درمان باید به اندازه کافی چالش‌برانگیز و در عین حال قابل تحمل باشد.

گفتاردرمانی به بیمار کمک می‌کند فقط در آزمون‌ها بهتر عمل نکند، بلکه در موقعیت‌های واقعی ارتباط موفق‌تری داشته باشد. ممکن است هدف یک فرد بازگشت به کار و نوشتن پیام‌های رسمی باشد، در حالی که هدف فرد دیگر بیان نیازهای روزانه، تماس تلفنی با فرزند یا مشارکت در تصمیم‌های درمانی است. بنابراین درمان آفازی باید بر اولویت‌های شخصی بیمار و خانواده متمرکز باشد.

درمان همچنین می‌تواند از شکل‌گیری عادت‌های ارتباطی ناکارآمد جلوگیری کند. برای مثال، اگر اطرافیان همیشه جمله بیمار را کامل کنند، ممکن است فرصت تلاش و مشارکت از او گرفته شود. گفتاردرمانگر به خانواده می‌آموزد چگونه زمان کافی بدهند، پیام را ساده کنند و از نوشتن، تصویر، اشاره یا ابزارهای ارتباطی جایگزین استفاده کنند.

گفتاردرمانی چه زمانی باید شروع شود؟

ارزیابی ارتباط و بلع باید پس از تثبیت وضعیت پزشکی و در اولین زمان مناسب انجام شود. شروع زودهنگام به معنای تمرین شدید و خسته‌کننده در روزهای نخست نیست. سطح هوشیاری، فشار خون، وضعیت تنفس، خستگی و توان همکاری بیمار باید در نظر گرفته شود. در مرحله حاد ممکن است هدف اولیه فقط ایجاد یک روش مطمئن برای پاسخ بله و خیر، بیان درد و نیازهای ضروری یا تعیین ایمنی خوردن و آشامیدن باشد.

فرصت درمان به چند هفته نخست محدود نمی‌شود. بسیاری از بیماران در ماه‌ها و حتی سال‌های بعد نیز با درمان آفازی بعد از سکته و تمرین منظم پیشرفت می‌کنند. سرعت بهبود در دوره‌های مختلف متفاوت است و معمولاً در ماه‌های آغازین سریع‌تر است، اما ادامه درمان زمانی ارزشمند است که اهداف مشخص، قابل اندازه‌گیری و مرتبط با زندگی فرد وجود داشته باشد.

بازگشت تکلم بعد از سکته همیشه به معنای بازگشت دقیق به وضعیت پیشین نیست. گاهی بیمار بخشی از مهارت زبانی را بازیابی می‌کند و هم‌زمان یاد می‌گیرد با نوشتن، اشاره، تصاویر، تبلت یا دفترچه ارتباطی پیام خود را کامل کند. استفاده از این ابزارها شکست درمان نیست؛ هدف اصلی، برقراری ارتباط مستقل و مؤثر است.

در ارزیابی گفتار و زبان چه مواردی بررسی می‌شود؟

ارزیابی با گفت‌وگو درباره سابقه پزشکی، زبان‌های مورد استفاده، شغل، علایق، نقش‌های خانوادگی و مهم‌ترین نیازهای ارتباطی آغاز می‌شود. سپس درک دستورات و مکالمه، نامیدن اشیا، جمله‌سازی، تکرار، خواندن و نوشتن بررسی می‌شود. درمانگر علاوه بر پاسخ درست یا غلط، نوع خطا، زمان لازم برای پاسخ، تأثیر سرنخ‌ها و توانایی استفاده از راه‌های جایگزین را تحلیل می‌کند.

برای بررسی دیس‌آرتری، قدرت و هماهنگی حرکات صورت، لب، زبان و فک، الگوی تنفس، بلندی و کیفیت صدا، سرعت گفتار و وضوح کلمات ارزیابی می‌شود. در بررسی آپراکسی گفتار، ثبات خطاها، تفاوت واژه‌های کوتاه و بلند، آهنگ گفتار و توانایی تقلید صداها و توالی‌ها اهمیت دارد. وضعیت حافظه، توجه، بینایی، شنوایی و خستگی نیز بر نتیجه آزمون‌ها اثر می‌گذارد.

ارزیابی باید به اهداف درمانی روشن منتهی شود. عبارت‌های کلی مانند «بهبود گفتار» کافی نیستند. هدف مناسب می‌تواند این باشد که بیمار نام اعضای خانواده را با یک سرنخ بیان کند، در یک گفت‌وگوی پنج‌دقیقه‌ای پیام اصلی را منتقل کند یا با استفاده از دفترچه ارتباطی نیازهای روزانه خود را توضیح دهد.

روش‌های درمان آفازی و اختلال گفتار بعد از سکته

تمرین‌های زبانی هدفمند

در درمان آفازی از فعالیت‌هایی مانند نامیدن، پیدا کردن واژه، ساخت جمله، درک شنیداری، خواندن، نوشتن و توصیف تصویر استفاده می‌شود. انتخاب تکلیف باید بر اساس الگوی آسیب بیمار باشد. تکرار یک فهرست ثابت از کلمات برای همه افراد مناسب نیست؛ واژه‌ها و موقعیت‌ها باید تا حد امکان به زندگی روزمره فرد ارتباط داشته باشند.

تمرین‌های حرکتی گفتار

در دیس‌آرتری و آپراکسی گفتار، درمان ممکن است بر وضوح صداها، توالی هجاها، آهنگ، سرعت، بلندی صدا و هماهنگی تنفس با گفتار متمرکز شود. تمرین زیاد تنها زمانی مفید است که الگوی صحیح انتخاب شده باشد. حرکات غیرگفتاری دهان نیز نباید به‌طور خودکار جایگزین تمرین واقعی گفتار شوند؛ انتخاب آن‌ها باید دلیل بالینی مشخص داشته باشد.

ارتباط جایگزین و تقویتی

برای بعضی بیماران، استفاده از تصویر، کلمات نوشته‌شده، جدول حروف، دفترچه شخصی یا نرم‌افزار ارتباطی ضروری است. این ابزارها می‌توانند موقت یا طولانی‌مدت باشند و باید با توان حرکتی، بینایی، سواد و نیازهای فرد هماهنگ شوند. آموزش خانواده برای استفاده درست از ابزار به اندازه خود وسیله اهمیت دارد.

درمان رایانه‌ای و از راه دور

اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارها می‌توانند مقدار تمرین را افزایش دهند، اما جای ارزیابی و برنامه‌ریزی تخصصی را نمی‌گیرند. تمرین دیجیتال باید سطح دشواری مناسب، بازخورد روشن و ارتباط مستقیم با اهداف بیمار داشته باشد. برای برخی بیماران، جلسات از راه دور نیز می‌تواند بخشی از توانبخشی گفتار پس از سکته باشد؛ مشروط بر اینکه وضعیت شناختی، شنوایی، اینترنت و حمایت لازم در خانه اجازه دهد.

درمان گروهی و تمرین مکالمه

گروه‌های درمانی فرصت تمرین نوبت‌گیری، شروع گفت‌وگو، اصلاح پیام و استفاده از راهبردهای ارتباطی را در محیطی واقعی‌تر فراهم می‌کنند. گروه‌درمانی معمولاً مکمل جلسات فردی است و می‌تواند احساس انزوا را کاهش دهد، اما ترکیب گروه و سطح تکالیف باید با توانایی اعضا هماهنگ باشد.

اختلال بلع پس از سکته چه اهمیتی دارد؟

اختلال بلع پس از سکته ممکن است با سرفه هنگام خوردن، تغییر صدا پس از نوشیدن، باقی ماندن غذا در دهان، طولانی شدن وعده غذایی، آبریزش دهان، کاهش وزن یا عفونت‌های تنفسی همراه باشد. با این حال، ورود مواد به مسیر هوایی همیشه با سرفه آشکار همراه نیست. به همین دلیل تصمیم درباره نوع غذا، غلظت مایعات یا تمرین بلع نباید صرفاً بر اساس حدس خانواده انجام شود.

گفتاردرمانگر پس از ارزیابی بالینی، در صورت نیاز بیمار را برای بررسی ابزاری بلع ارجاع می‌دهد. برنامه درمان ممکن است شامل اصلاح وضعیت بدن، تغییر شیوه خوردن، تنظیم حجم و سرعت لقمه، راهبردهای جبرانی یا تمرین‌های بازتوانی متناسب با مشکل باشد. هدف فقط تقویت عضلات نیست؛ ایمنی، کارایی، تغذیه کافی و کیفیت زندگی باید هم‌زمان در نظر گرفته شوند.

در دوره حاد، بیمار باید پیش از خوردن یا نوشیدن طبق پروتکل مرکز درمانی از نظر بلع غربالگری شود. اگر سرفه، خفگی، خواب‌آلودگی شدید یا تغییر ناگهانی صدا وجود دارد، دادن آب یا غذا بدون نظر تیم درمان می‌تواند خطرناک باشد.

نقش خانواده در درمان و ارتباط روزمره

خانواده بخش مهمی از درمان است، اما نباید نقش درمانگر را بدون آموزش بر عهده بگیرد. فشار برای پاسخ سریع، اصلاح مداوم خطاها یا تکرار طولانی تمرین‌ها ممکن است خستگی و ناامیدی ایجاد کند. تمرین گفتار بعد از سکته باید کوتاه، هدفمند و بر اساس برنامه مشخص انجام شود.

برای ارتباط بهتر، ابتدا توجه بیمار را جلب کنید، سروصدای محیط را کاهش دهید و هر بار یک موضوع را مطرح کنید. جمله‌های روشن و طبیعی به کار ببرید و پس از پرسش زمان کافی برای پاسخ بدهید. به جای حدس زدن فوری، از بیمار بخواهید با اشاره، نوشتن، نقاشی یا انتخاب بین چند گزینه پیام خود را کامل کند.

  • با بیمار مانند یک بزرگسال صحبت کنید و لحن کودکانه به کار نبرید.
  • به‌جای پرسش‌های طولانی، سؤال‌های کوتاه و مشخص مطرح کنید.
  • در صورت ناموفق بودن پیام، موضوع را عوض نکنید؛ از یک راه ارتباطی دیگر کمک بگیرید.
  • در جمع، فرصت صحبت را از بیمار نگیرید و دیگران را به صبر کردن تشویق کنید.
  • تمرین‌ها را در زمان خستگی شدید، درد یا بی‌حوصلگی ادامه ندهید.
  • پیشرفت‌های کوچک اما کاربردی را ثبت کنید؛ مانند بیان مستقل یک نیاز یا مشارکت در تماس تلفنی.

تحریک مغزی غیرتهاجمی چه جایگاهی دارد؟

روش‌هایی مانند تحریک مغناطیسی فراجمجمه‌ای و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای در برخی مراکز پژوهشی یا تخصصی به‌عنوان درمان کمکی بررسی می‌شوند. این روش‌ها جایگزین گفتاردرمانی نیستند و برای همه بیماران مناسب محسوب نمی‌شوند. محل تحریک، زمان‌بندی، شدت، سابقه تشنج، داروها و وضعیت پزشکی باید توسط تیم واجد صلاحیت بررسی شود.

تبلیغ این روش‌ها به‌عنوان راه سریع یا قطعی برای درمان آفازی قابل دفاع نیست. بیمار و خانواده باید درباره میزان شواهد، هدف واقعی، هزینه، خطرها و گزینه‌های استاندارد درمان اطلاعات روشن دریافت کنند.

مدت درمان و احتمال بهبود به چه عواملی بستگی دارد؟

هیچ تعداد جلسه ثابتی برای همه بیماران وجود ندارد. شدت و محل آسیب مغزی، نوع اختلال، زمان شروع درمان، وضعیت شناختی، بیماری‌های همراه، سلامت شنوایی و بینایی، خستگی، افسردگی، فرصت تمرین و حمایت محیطی بر روند بهبود اثر دارند. ممکن است فردی در چند هفته برای نیازهای پایه روش ارتباطی مؤثری پیدا کند و فرد دیگری برای بازگشت به مکالمه پیچیده یا محیط کار به درمان طولانی‌تری نیاز داشته باشد.

ارزیابی دوره‌ای باید نشان دهد کدام مهارت‌ها بهتر شده‌اند، چه موانعی وجود دارد و آیا اهداف هنوز برای زندگی بیمار مهم هستند. ادامه جلسات بدون هدف مشخص یا بدون انتقال آموخته‌ها به محیط واقعی ارزش محدودی دارد. در مقابل، توقف درمان فقط به دلیل گذشت چند ماه از سکته نیز منطقی نیست، اگر بیمار همچنان ظرفیت یادگیری و اهداف کاربردی داشته باشد.

آیا مشکلات صدا به تصویربرداری حنجره نیاز دارند؟

همه اختلال‌های ارتباطی پس از سکته به حنجره مربوط نیستند. آفازی یک اختلال زبان است و دیس‌آرتری یا آپراکسی گفتار نیز الزاماً با آسیب ساختاری حنجره همراه نیستند. با این حال، اگر بیمار گرفتگی صدا، ضعف پایدار صدا، درد هنگام آواسازی، قطع‌شدن صدا یا نشانه‌های تنفسی داشته باشد، بررسی تخصصی اختلالات صوتی ممکن است لازم باشد.

استروبوسکوپی حنجره برای مشاهده ارتعاش تارهای صوتی در برخی مشکلات صوتی استفاده می‌شود، اما ابزار تشخیص آفازی یا سایر اختلال‌های زبانی نیست. تصمیم برای انجام این بررسی باید بر اساس علائم صوتی و نظر متخصص گوش، حلق و بینی و آسیب‌شناس گفتار و زبان گرفته شود.

چگونه مرکز مناسب توانبخشی را انتخاب کنیم؟

مرکز مناسب باید ابتدا نوع اختلال را مشخص کند و سپس اهداف قابل اندازه‌گیری ارائه دهد. خانواده حق دارد بداند چرا یک تمرین انتخاب شده، پیشرفت چگونه سنجیده می‌شود و چه کاری باید در خانه انجام دهد. استفاده از دستگاه یا فناوری خاص بدون ارزیابی دقیق و برنامه عملکردی، نشانه درمان علمی نیست.

افرادی که به دنبال گفتاردرمانی شرق تهران یا گفتاردرمانی تهرانپارس هستند، بهتر است درباره تجربه درمانگر در آفازی، دیس‌آرتری، آپراکسی گفتار و اختلال بلع بزرگسالان، نحوه همکاری با پزشک و سایر اعضای تیم توانبخشی و امکان آموزش خانواده سؤال کنند. در مرکز گفتاردرمانی و کاردرمانی روزبه رضایی، ارزیابی و برنامه درمان بر اساس نوع اختلال و نیازهای ارتباطی بیمار انجام می‌شود و در صورت وجود نشانه‌های صوتی، امکان بررسی تخصصی‌تر مسیر صدا نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

جمع‌بندی

اختلال گفتار بعد از سکته ممکن است ناشی از آفازی، دیس‌آرتری، آپراکسی گفتار یا ترکیبی از آن‌ها باشد و گاهی مشکلات شناختی، صوتی و بلع نیز هم‌زمان وجود دارند. تشخیص درست، پایه انتخاب درمان مناسب است. تمرین عمومی یا استفاده خودسرانه از اپلیکیشن‌ها نمی‌تواند جای ارزیابی تخصصی را بگیرد.

گفتاردرمانی پس از سکته مغزی می‌تواند بر بازیابی زبان، افزایش وضوح گفتار، ایجاد راه‌های جایگزین ارتباط، آموزش خانواده و مدیریت ایمن بلع تمرکز کند. شروع زودهنگام اهمیت دارد، اما امکان پیشرفت به روزها و هفته‌های اول محدود نیست. برنامه‌ای که منظم، فردمحور و مرتبط با زندگی واقعی باشد، بیشترین ارزش را برای بیمار دارد.

هدف توانبخشی فقط گفتن چند کلمه در اتاق درمان نیست. بیمار باید بتواند در تصمیم‌های زندگی خود مشارکت کند، احساسات و نیازهایش را بیان کند و تا حد ممکن به روابط خانوادگی و اجتماعی بازگردد. مسیر درمان ممکن است طولانی باشد، اما ارزیابی دقیق، تمرین سنجیده و همکاری خانواده می‌تواند آن را روشن‌تر و مؤثرتر کند.

سوالات متداول

گفتاردرمانی بعد از سکته مغزی از چه زمانی باید شروع شود؟
ارزیابی باید پس از پایدار شدن وضعیت پزشکی و در اولین زمان مناسب انجام شود؛ شروع زودهنگام مفید است، اما شدت و تعداد جلسات باید متناسب با تحمل بیمار تعیین شود.
آیا گفتاردرمانی چند ماه یا چند سال بعد از سکته نیز مؤثر است؟
بله؛ بهبود فقط به ماه‌های ابتدایی محدود نیست و افراد مبتلا به آفازی مزمن نیز ممکن است با درمان هدفمند پیشرفت کنند، هرچند میزان پاسخ در افراد متفاوت است.
آیا آفازی همان نامفهوم یا بریده‌بریده صحبت کردن است؟
خیر؛ آفازی اختلال زبان و درک یا بیان پیام است، در حالی که دیس‌آرتری بیشتر از ضعف یا ناهماهنگی عضلات گفتار ناشی می‌شود. این دو مشکل ممکن است هم‌زمان وجود داشته باشند.
درمان گفتار پس از سکته معمولاً چقدر طول می‌کشد؟
مدت درمان عدد ثابتی ندارد و به محل و شدت آسیب، نوع اختلال، وضعیت شناختی و حرکتی، مقدار تمرین و پاسخ بیمار به درمان وابسته است.
خانواده چگونه می‌تواند به بیمار مبتلا به آفازی کمک کند؟
استفاده از جمله‌های کوتاه، دادن زمان کافی برای پاسخ، کاهش سروصدای محیط و آموزش شیوه صحیح ارتباط به اعضای خانواده می‌تواند مشارکت بیمار را بهتر کند؛ آموزش شریک ارتباطی نیز در راهنماهای توانبخشی توصیه شده است.
جدیدترین مقالات
    فهرست مطالب
    🎁 درخواست ارزیابی اولیه
    تخفیف ۱۹۰,۰۰۰ تومانی ارزیابی گفتار و زبان
    تخفیف ۴۰,۰۰۰ تومانی تصویربرداری حنجره
    چرا این فرم را تکمیل کنم؟
    • امکان رزرو سریع‌تر نوبت
    • بررسی اولیه مشکل توسط درمانگران
    • دریافت کد تخفیف اختصاصی
    ۱۹۰,۰۰۰ تخفیف
    مقالات مشابه

    معرفی مرکز گفتاردرمانی روزبه رضایی

    این مرکز یکی از مجهزترین و باکیفیت ترین مراکز تهران است که در زمینه اختلالات گفتار و زبان، اختلال بلع، اختلالات صوت و گرفتگی صدا، اختلال یادگیری و توجه و تمرکز و اختلالات رفتاری به مراجعین مختلف از سراسر کشور از سال ١٣٨۶ خدمت رسانی می کند. این مرکز در شرق و شمال شرق تهران و در منطقه تهرانپارس واقع شده است.

    تهرانپارس یکی از مناطقی است که دسترسی های عمده ای به مناطق شمال تهران، مرکز تهران و شرق و جنوب شرق تهران، حکیمیه، قنات کوثر، شهرک امید، شهر پردیس و لواسانات توسط اتوبان های همت، بابایی، افسریه، بسیج، یاسینی و آزادگان دارد. همچنین منطقه تهرانپارس دارای ایستگاه های متعدد مترو جهت ارتباط با مناطق مختلف شهری می باشد که رفت و آمد در این منطقه را تسهیل نموده است.

    این مرکز مجهز به دستگاه تصویربرداری از حنجره (استروبوسکوپی) است.
    نیاز به مشاوره دارید؟ 021-77073096