اختلال تلفظ در کودکان و بزرگسالان

اختلال تلفظ در کودکان و بزرگسالان

مقدمه

اختلال تلفظ در کودکان و بزرگسالان زمانی مطرح می‌شود که تولید بعضی صداهای گفتاری یا الگوی به‌کارگیری آن‌ها، وضوح صحبت را کاهش دهد. مشکل ممکن است به یک صدا محدود باشد یا بخش بزرگی از گفتار را برای شنونده نامفهوم کند. با این حال، هر اشتباه تلفظی در کودکی بیماری نیست و هر تفاوت در لهجه هم اختلال محسوب نمی‌شود. سن، زبان، نوع خطا و اثری که بر ارتباط می‌گذارد باید با هم بررسی شوند.

رسیدگی به تلفظ و پیامدهای ارتباطی آن اهمیت دارد، اما باید از دو نتیجه‌گیری کلی پرهیز کرد: نمی‌توان تمام اشتباه‌های یک کودک کم‌سن را طبیعی دانست و نمی‌توان گفت همه صداها در یک سن مشخص باید بی‌نقص باشند. ارزیابی کمک می‌کند میان رشد معمول، خطای باقی‌مانده و مشکلاتی که به مداخله نیاز دارند تفاوت بگذاریم و برنامه مناسبی انتخاب کنیم. توجه به نوع مشکل از برچسب زدن یا تجویز یک تمرین ثابت برای همه مفیدتر است.

اختلال تلفظ دقیقاً به چه معناست؟

برای تولید یک کلمه، حرکت لب‌ها، زبان و فک باید با جریان هوا و صدا هماهنگ شود. علاوه بر این، گوینده باید بداند هر زبان چگونه صداها را در کنار هم قرار می‌دهد و تفاوت آن‌ها چه نقشی در معنی دارد. اصطلاح روزمره «اختلال تلفظ» می‌تواند به دشواری در شکل دادن یک صدا یا به استفاده نادرست از گروهی از صداها اشاره کند. به همین دلیل، درمان همه این وضعیت‌ها صرفاً با تکرار یک حرف انجام نمی‌شود.

مشکل تولید یک صدا

در بعضی افراد، دشواری بیشتر به نحوه تولید صدای مشخصی مربوط است. ممکن است فرد جای زبان یا مسیر خروج هوا را به شکلی به کار ببرد که صدا کیفیت مورد انتظار را نداشته باشد. شنونده گاهی معنی کلمه را می‌فهمد، اما تفاوت تلفظ محسوس است. درمانگر بررسی می‌کند صدا در حالت جداگانه، در بخش‌های مختلف کلمه و در گفت‌وگو چگونه تولید می‌شود؛ یک پاسخ موفق در تمرین، الزاماً به معنی استفاده پایدار در صحبت روزانه نیست.

مشکل در الگوی صداها

گاهی کودک چندین صدا را با یک صدای دیگر جایگزین می‌کند یا بخشی از ساختار کلمات را به‌صورت منظم حذف می‌کند. در چنین وضعیتی، مسئله فقط جای زبان برای یک صدا نیست؛ کودک به یادگیری تفاوت‌هایی نیاز دارد که معنی کلمات را از هم جدا می‌کنند. برای نمونه، اگر دو واژه متفاوت همیشه یکسان گفته شوند، شنونده باید از موقعیت حدس بزند منظور چیست. بررسی این الگوها به انتخاب تمرین‌های هدفمند کمک می‌کند.

چه نشانه‌هایی در گفتار دیده می‌شوند؟

خانواده ممکن است جانشین کردن، حذف کردن، اضافه کردن یا تغییر کیفیت یک صدا را متوجه شود. مثال آشنای جانشینی این است که کودک به جای «کتاب»، «تتاب» بگوید. ارزش این مثال در نشان دادن نوع خطاست، نه تعیین تشخیص از روی یک واژه. باید دید همین تغییر در کلمات دیگر هم وجود دارد یا نه، کودک چند سال دارد و شنونده تا چه اندازه گفتار او را در صحبت طبیعی متوجه می‌شود.

گاهی تلفظ یک کلمه در تکرارهای مختلف یکسان نیست یا گفتن واژه‌های طولانی دشوارتر می‌شود. چنین مشاهده‌ای به‌تنهایی تشخیص آپراکسی یا اختلال دیگری را ثابت نمی‌کند، اما لازم است در ارزیابی بیان شود. همچنین باید تفاوت میان مشکل تلفظ، لکنت و گرفتگی صدا روشن باشد: گیر کردن در جریان گفتار یا تغییر کیفیت صدا، مسئله متفاوتی از تولید اشتباه یک صداست، هرچند ممکن است در یک فرد هم‌زمان دیده شوند.

برای توصیف وضعیت، نمونه واقعی یادداشت کنید؛ مثلاً بنویسید فرد چه واژه‌ای را قصد داشته بگوید و شما چه شنیده‌اید. عبارت‌هایی مانند «همه حرف‌هایش خراب است» اطلاعات کمی می‌دهند و می‌توانند برای کودک ناخوشایند باشند. بهتر است به شرایط هم اشاره شود: آیا مشکل در صحبت تند بیشتر است؟ آیا افراد ناآشنا کمتر متوجه می‌شوند؟ آیا فرد از گفتن نام خودش یا بعضی کلمات دوری می‌کند؟ این جزئیات در تعیین اولویت‌ها مفیدند.

چه زمانی اشتباه تلفظی نیاز به بررسی دارد؟

کودکان صداهای زبان را به‌تدریج یاد می‌گیرند و زمان یادگیری همه صداها یکسان نیست. معیارهای مربوط به کودکان انگلیسی‌زبان را نیز نباید بدون توجه به تفاوت زبان، عیناً برای کودک فارسی‌زبان به کار برد. بنابراین جمله «در چهار سالگی همه تلفظ‌ها باید کاملاً درست باشند» معیار دقیقی برای همه کودکان نیست. در مقابل، نامفهوم بودن قابل‌توجه گفتار یا نگرانی پایدار خانواده، حتی پیش از سن مدرسه، می‌تواند دلیل مناسبی برای ارزیابی باشد.

سن تنها معیار نیست. نوع خطا، تعداد صداهای درگیر، روند تغییر و میزان دشواری ارتباط نیز اهمیت دارند. کودکی که هنوز یک صدای دشوار را درست نمی‌گوید با کودکی که بسیاری از واژه‌هایش قابل‌فهم نیستند، نیاز یکسانی ندارد. اگر کودک هنگام رساندن منظور مرتب ناکام می‌شود، از صحبت دوری می‌کند یا پیشرفت روشنی دیده نمی‌شود، بهتر است موضوع بررسی شود. ارزیابی لزوماً به شروع فوری یک دوره طولانی درمان منتهی نمی‌شود.

در بزرگسالان، خطایی که از کودکی باقی مانده با تغییر تازه و ناگهانی گفتار تفاوت دارد. شروع ناگهانی گفتار نامفهوم، به‌ویژه همراه افتادگی صورت یا ضعف دست و پا، نیازمند اقدام فوری پزشکی است و نباید برای نوبت معمول گفتاردرمانی منتظر ماند. در مقابل، فردی که سال‌ها در تولید صدای مشخصی مشکل دارد می‌تواند برای ارزیابی برنامه‌ریزی‌شده مراجعه کند. دانستن زمان شروع مشکل در تعیین مسیر مراجعه بسیار مهم است.

علت‌های احتمالی و نقش شنوایی

در بسیاری از کودکان، علت واحد و مشخصی برای اختلال صداهای گفتار پیدا نمی‌شود. در گروهی دیگر، وضعیت شنوایی، تفاوت‌های ساختاری دهان و کام یا مشکلات عصبی و حرکتی نقش دارند. صرف دیدن یک تلفظ متفاوت، اجازه نسبت دادن مشکل به ضعف زبان یا کوتاهی بند زیر زبان را نمی‌دهد. مشاهده ساختار و حرکت اندام‌ها باید در کنار نمونه گفتار و سایر یافته‌ها تفسیر شود و اقدامات پزشکی نیز دلیل مشخص داشته باشند.

شنوایی در یادگیری تفاوت صداها اهمیت دارد. اگر کودک سابقه مشکلات گوش دارد یا تلفظ و فهم گفتارش نگران‌کننده است، بررسی شنوایی ممکن است بخشی از مسیر ارزیابی باشد. شنیدن صدای بلند یا پاسخ دادن در بعضی موقعیت‌ها همه انواع کاهش شنوایی را رد نمی‌کند. لازم نیست خانواده خودش علت را تشخیص دهد؛ کافی است سابقه عفونت، نتیجه آزمایش‌های قبلی و تغییرات واکنش کودک به صداها را دقیق گزارش کند.

لهجه و تفاوت ناشی از یادگیری چند زبان نباید به‌اشتباه بیماری نامیده شوند. صدایی که در یک زبان وجود ندارد یا با الگوی دیگری استفاده می‌شود، ممکن است بر تلفظ زبان دوم اثر بگذارد. درمانگر باید زبان‌های مورد استفاده و میزان مواجهه با هرکدام را بشناسد. اگر کسی به انتخاب خودش بخواهد روی وضوح یا شیوه بیان کار کند، این خواسته قابل‌بحث است؛ اما متفاوت بودن با یک لهجه معیار، به‌خودی‌خود نشانه اختلال نیست.

ارزیابی تخصصی شامل چه مواردی است؟

گفتاردرمانگر معمولاً نمونه‌هایی از نامیدن تصویر، تکرار و صحبت خودجوش را بررسی می‌کند. یک فرد ممکن است در نامیدن چند واژه خوب عمل کند، اما در گفت‌وگوی طولانی وضوح کمتری داشته باشد. همچنین توانایی تولید صدا با راهنمایی، الگوهای خطا و ثبات تلفظ اهمیت دارند. ارزیابی باید نشان دهد مشکل در کدام سطح بیشتر است تا تمرین فقط بر اساس سن یا یک فهرست آماده از حروف انتخاب نشود.

وضعیت لب‌ها، زبان، فک و کام در حد مرتبط با گفتار بررسی می‌شود. در صورت وجود نشانه‌های همراه، ارزیابی زبان، مهارت‌های حرکتی گفتار یا ارجاع تخصصی دیگری لازم خواهد بود. آپراکسی گفتار به برنامه‌ریزی حرکات مربوط است و دیزآرتری با کنترل حرکتی گفتار ارتباط دارد؛ این دو را نباید با هر خطای تلفظی یکی دانست. نتیجه‌گیری باید بر پایه مجموعه نشانه‌ها باشد و ممکن است برای روشن شدن وضعیت به بیش از یک مشاهده نیاز باشد.

از درمانگر بخواهید نتیجه را با نمونه توضیح دهد. بهتر است هدف اولیه روشن باشد؛ مثلاً استفاده درست از یک صدا در چند واژه مشخص یا کاهش الگویی که چندین واژه را نامفهوم می‌کند. اگر بزرگسال مراجعه کرده، موقعیت‌های مهم برای او مانند تماس تلفنی، ارائه کاری یا گفت‌وگوی روزمره نیز در تعیین هدف نقش دارند. پرسش‌های زیر می‌توانند گفت‌وگوی پایان ارزیابی را روشن‌تر کنند:

  • کدام خطاها بیشتر بر فهم گفتار اثر دارند؟
  • کدام صداها یا الگوها برای شروع درمان اولویت دارند؟
  • آیا بررسی شنوایی، زبان یا ارزیابی پزشکی دیگری لازم است؟
  • پیشرفت در چه موقعیت‌هایی و با چه نمونه‌هایی پیگیری می‌شود؟

گفتاردرمانی تلفظ چگونه انجام می‌شود؟

برنامه درمان با نوع مشکل تنظیم می‌شود. در بعضی افراد، تمرین از پیدا کردن شیوه تولید صدای هدف آغاز می‌شود و سپس به هجا، کلمه و جمله می‌رسد. در گروهی دیگر، کار بر تفاوت معنایی کلمات یا الگوهای صوتی مناسب‌تر است. شنیدن تفاوت تولید درست و نادرست، تمرین هدایت‌شده و استفاده در موقعیت واقعی می‌توانند بخش‌هایی از برنامه باشند. هیچ‌کدام از این مراحل برای همه افراد با ترتیب و سرعت ثابت اجرا نمی‌شوند.

تمرین باید به گفتار واقعی متصل باشد. توانایی فوت کردن، حرکت دادن زبان یا انجام یک بازی دهانی به‌تنهایی ثابت نمی‌کند تلفظ بهتر شده است. اگر فعالیتی غیرگفتاری پیشنهاد می‌شود، خانواده حق دارد بداند هدف آن چیست و چگونه به نیاز مشخص کودک مربوط می‌شود. ارزیابی و درمان مشکلات تغذیه یا ساختاری ممکن است مسیر دیگری داشته باشد؛ نباید هر فعالیت دهانی را بدون دلیل، درمان عمومی همه خطاهای تلفظ معرفی کرد.

بزرگسالان نیز می‌توانند برای خطاهای باقی‌مانده تلفظ ارزیابی و درمان دریافت کنند. اهداف، تمرین و انتظارات باید با نیاز و امکان مشارکت فرد هماهنگ باشند. عادت طولانی‌مدت ممکن است انتقال مهارت تازه به گفت‌وگو را نیازمند تمرین کند، اما سن به‌تنهایی دلیل کنار گذاشتن بررسی نیست. تعداد جلسات از پیش برای همه قابل‌تعیین نیست و پیشرفت باید با نمونه‌های گفتاری سنجیده شود، نه فقط احساس خوب بعد از یک جلسه یا وعده نتیجه فوری.

خانواده چگونه تمرین را به زندگی روزمره وصل کند؟

تمرین خانگی بهتر است همان هدف و راهنمایی درمانگر را دنبال کند. اگر کودک هنوز صدایی را با کمک درست تولید نمی‌کند، تکرار طولانی یک واژه دشوار ممکن است فقط خستگی ایجاد کند. از درمانگر بخواهید نمونه اجرای درست، تعداد مناسب تلاش‌ها و راه برخورد با خطا را نشان دهد. لازم نیست تمام مکالمه‌های خانه به تمرین تبدیل شوند؛ زمان کوتاه و مشخص، همراه با گفت‌وگوی آزاد در باقی روز، ساختار قابل‌فهم‌تری برای کودک ایجاد می‌کند.

برای مثال، اگر تمرین چند واژه خاص تعیین شده است، می‌توان آن‌ها را در یک بازی پیدا کردن تصویر جا داد. بعد از چند نوبت، بازی تمام می‌شود و کودک آزادانه درباره موضوع دلخواهش حرف می‌زند. والد نباید هر جمله او را متوقف کند تا یک صدا اصلاح شود. این مثال صرفاً روش سامان دادن فعالیت است؛ انتخاب صدا، واژه و نوع بازخورد باید بر اساس برنامه همان کودک باشد و از نسخه کودک دیگری کپی نشود.

اگر حرف کودک را متوجه نشدید، وانمود نکنید فهمیده‌اید و او را هم بابت نامفهوم بودن سرزنش نکنید. می‌توانید بخش فهمیده‌شده را بازگو کنید و از او بخواهید نشان بدهد یا جور دیگری توضیح دهد: «فهمیدم درباره ماشین می‌گی؛ کدوم ماشین؟» این روش فرصت ادامه ارتباط می‌دهد. در بزرگسالان نیز بهتر است درباره ترجیح فرد سؤال شود؛ بعضی افراد تکرار درخواست را ترجیح می‌دهند و برخی استفاده از نوشتن یا اشاره را در موقعیت خاص مفیدتر می‌دانند.

پیامدهای ارتباطی و مدرسه را چگونه مدیریت کنیم؟

تلفظ نامفهوم ممکن است بر مشارکت در جمع، اعتماد به صحبت کردن یا ارتباط با هم‌سالان اثر بگذارد، اما شدت این اثر در افراد مختلف یکسان نیست. حمایت اطرافیان اهمیت دارد. اگر کودک مسخره می‌شود، مسئولیت رسیدگی با بزرگسالان است و نباید به او گفته شود ابتدا تلفظش را درست کند تا دیگران آزارش ندهند. معلم می‌تواند زمان کافی بدهد، از قطع کردن پاسخ جلوگیری کند و راه‌های مشارکت را با کودک و خانواده هماهنگ سازد.

برخی کودکان دارای اختلال صداهای گفتار، به‌خصوص همراه با مشکلات زبان یا آگاهی واجی، در یادگیری خواندن و نوشتن نیز به بررسی نیاز دارند. با این حال، هر اشتباه تلفظی الزاماً به مشکل دیکته منجر نمی‌شود و نمی‌توان نتیجه گرفت کودک همیشه همان چیزی را که اشتباه می‌گوید می‌نویسد. اگر نشانه‌های تحصیلی وجود دارد، آن‌ها باید جداگانه ارزیابی شوند. هدف، شناخت نیازهای واقعی کودک است، نه پیش‌بینی شکست تحصیلی از روی یک صدای متفاوت.

پیشرفت را در چند سطح دنبال کنید: تولید صدا در تمرین، استفاده در جمله و کاربرد خودجوش در گفت‌وگو. ممکن است فرد در مرحله نخست موفق باشد اما در تلفن یا هنگام هیجان هنوز اشتباه کند. این تفاوت لزوماً به معنی بی‌فایده بودن درمان نیست؛ نشان می‌دهد انتقال مهارت باید در برنامه دیده شود. نمونه‌های کوتاه در شرایط مشابه، همراه با نظر خود فرد درباره راحتی ارتباط، تصویر بهتری از تغییر نسبت به مقایسه یک روز خوب و یک روز دشوار می‌دهند.

جمع‌بندی

اختلال تلفظ در کودکان و بزرگسالان طیفی از دشواری‌های تولید و استفاده از صداهای گفتار را در بر می‌گیرد. سن، زبان، الگوی خطا، شنوایی و اثر مشکل بر ارتباط باید بررسی شوند. نه همه تفاوت‌ها نیازمند درمان‌اند و نه باید هر نگرانی را به رشد طبیعی نسبت داد. ارزیابی دقیق، تمرین متناسب و حمایت اطرافیان می‌توانند مسیر ارتباط روشن‌تر را فراهم کنند؛ تغییر ناگهانی گفتار نیز همیشه مسیر فوری پزشکی متفاوتی از خطای قدیمی تلفظ دارد.

اشتراک با دیگران

اشتراک‌گذاری مقاله

اگر این مطلب برایتان مفید بود، آن را برای دیگران هم بفرستید.

لینک کپی شد

پرسش‌های پرتکرار

سوالات متداول

پرسش
آیا برای اصلاح تلفظ بزرگسالان دیر شده است؟
پاسخ
خیر؛ خطاهای باقی‌مانده هم قابل ارزیابی‌اند و برنامه درمان با نوع مشکل و هدف فرد تنظیم می‌شود.
پرسش
اگر فقط صدای ر اشتباه گفته شود، درمان لازم است؟
پاسخ
به سن، نوع خطا و اثر آن بر ارتباط بستگی دارد؛ ارزیابی نیاز به درمان را مشخص می‌کند.
پرسش
آیا هر خطای تلفظی باعث مشکل دیکته می‌شود؟
پاسخ
خیر؛ مشکلات یادگیری ممکن است همراه باشند، اما رابطه قطعی و یکسانی برای همه وجود ندارد.
پرسش
آیا لهجه متفاوت کودک، اختلال تلفظ است؟
پاسخ
خیر؛ الگوی طبیعی زبان یا لهجه باید از اختلال صداهای گفتار جدا شود.
پرسش
برای نامفهوم شدن ناگهانی گفتار چه کنیم؟
پاسخ
فوراً ارزیابی پزشکی بگیرید؛ به‌ویژه اگر با افتادگی صورت یا ضعف اندام همراه است.
نیاز به مشاوره دارید؟021-77073096